تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
امان خواهند دانست ، و يا به شبهات دروغ حرام‌ها را حلال خواهند كرد . آن جماعت گرفتار هوا و هوس مىشوند شراب و مسكرات را حلال مىكنند و آن را بنام نبيذ و يا آب جو مىخورند ، رشوه را بعنوان هديه قبول مىكنند ، ربا را به صورت خريد و فروش انجام مىدهند گفتم : يا رسول اللَّه من آنها را چگونه به حساب بياورم ، آيا آنها مرتد هستند و يا گرفتار فتنه شده‌اند فرمودند آنها مبتلا به فتنه شده‌اند . 27 - اسماعيل بن اسحاق گويد : يحيى بن اكثم قاضى مرا با گروهى از مشايخ دعوت كردند تا در موردى با وى مذاكره كنيم ، ما هم در منزل او اجتماع كرديم ، يحيى گفت : امير المؤمنين مامون امر كرده فردا بعد از فجر با چهل نفر از فقهاء و اهل فضل و دانش در منزل او اجتماع كنيم ، و با هم مذاكره نمائيم . اينك از ميان خود چهل نفر از فقهاء و سخن‌وران و اهل نظر را انتخاب كنيد تا پاسخ سؤالات را نيكو بدهند و از عهده مسائل مطروحه برايند ، اينك هر كس را شايسته اين مجلس مىدانيد معرفى كنيد ، ما هم گروهى را نام برديم و انتخاب كرديم و مراتب را به آنها اطلاع داديم و روز بعد در منزل يحيى حاضر شديم . ما قبل از طلوع آفتاب به منزل يحيى رفتيم ، او سوار شد و ما هم سوار شديم ، و به طرف خانه مامون رهسپار شديم ، بعد از اينكه وارد قصر مامون شديم در يك اطاق ابتداء نماز گزارديم ، هنوز نماز ما تمام نشده بود كه اذن ورود به اطاق مامون داده شد ، ما همه وارد شديم و در جاهاى خود مستقر شديم . مامون در حالى كه لباس سياه در بر كرده و عمامه‌اى دراز بر سر نهاده در جاى خود قرار گرفته بود ، ما بر او سلام كرديم و او هم جواب سلام ما را داد و بعد از جايگاهش فرود آمد و عمامه خود را از سرش برداشت و لباسهاى سياه را از تنش در آورد و متوجه ما شد و گفت : امير المؤمنين دوست دارد در موضوعات دينى با شما مناظره كند تا پاره‌اى از مسائل روشن شود . ما گفتيم : خداوند امير المؤمنين را تاييد كند هر چه در نظر داريد بفرمائيد ، مامون گفت : من عقيده دارم و در نزد خداوند هم به اين عقيده گواهى مىدهم كه
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 384 | العلامة المجلسي / عزيز الله عطاردى