يكى از معانى شبهه آميختن حق به باطل مىباشد ، زيرا آرايش باطل موجب گمراهى مىگردد و دليل و برهان را از آدميان مىگيرد ، و نفس انسان هم چنان زشتىها را در نظر زيبا جلوه مىدهد كه آدمى تحت تأثير قرار مىگيرد ، و به شهوات و خواستهها آلوده مىشود .
كسانى كه سخنان مفسدين و دنيا پرستان را تأويل و توجيه مىكنند و زشتىهاى آنها را زيبا جلوه مىدهند ، از راه حق انحراف پيدا مىكنند و به چاه ضلالت و گمراهى سقوط مىنمايند ، آميختن حق به باطل تاريكىهائى مىباشند كه روى يك ديگر قرار گرفتهاند ، اينها بودند كفر و پايهها و اقسام آن .
امام عليه السّلام فرمودند : نفاق هم چهار پايه دارد ، هواى نفس ، نرمش و ملايمت ، خودخواهى و طمع ، هواى نفس هم داراى چهار شعبه مىباشد ، ظلم ، دشمنى ، شهوت ، طغيان و سركشى .
هر كس از حد خود تجاوز كند لغزشهاى او زياد مىگردد و در نتيجه مغلوب مىشود ، هر كس از حد خود تجاوز نمايد و به ديگران تعدى كند به گناه آلوده خواهد شد و دلش سالم نخواهد ماند .
او توانائى پيدا نمىكند از شهوتها خود را حفظ كند ، نفس سركش عنان او را در اختيار مىگيرد ، و هر كس نتوانست شهوت خود را مهار كند آلوده خواهد شد و هر كس از حد خود تجاوز كرد و ظلم آغاز نمود بدون برهان گرفتار كارها خواهد شد .
رفق و مدارا و ملايمت و ملاطفت هم چهار شعبه دارد ، گول ظاهر خوردن آرزو داشتن ، شخصيت بخرج دادن ، و كارها را به تأخير انداختن ، زيرا اظهار شخصيت و خود را بزرگ داشتن موجب انكار حق مىگردد .
مماطله و تأخير كارها موجب كندى كارها مىشود و به اندازهاى كار خود را امروز و يا فردا مىكند كه مرگش فرا مىرسد و او نمىتواند كارى انجام دهد ، اگر آرزوها در انسان نبود او مىدانست در چه وضعى زندگى مىكند .
اگر آدميان موقعيت خود و دنيا را مىدانستند و حقيقت براى آنها روشن
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 369
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٦٩