رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : آيا يكى از شما مىتواند مانند ابو ضمضم باشد ، گفتند : يا رسول الله ابو ضمضم چيست ؟ فرمود او مردى بود قبل از شما زندگى مىكرد ، و هنگام صبح مىگفت : بار خدايا من آبروى خود را در اختيار همه مىگذارم .
60 - ابو خالد كابلى گويد : امام سجاد عليه السّلام فرمود : من آرزو مىكردم كه به من اجازه مىدادند تا سه موضوع را به مردم برسانم و بعد از آن هر چه خداوند اراده مىكرد انجام مىشد و بعد اشاره به سينهء خود كردند ، و بعد فرمود : اما خداوند خواسته است كه ما صبر داشته باشيم و سخن نگوييم .
بعد از اين حضرت امام زين العابدين عليه السّلام اين آيه شريفه را تلاوت كردند
« وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ »
.
يعنى اى مسلمانان شما از اهل كتاب يهود و نصارى و از مشركين و بت پرستان آزار و اذيتهاى زيادى خواهيد ديد شما در اين هنگام صبر كنيد و پرهيزكارى پيشه نمائيد و تصميم خود را از دست ندهيد ، و بعد از آن امام عليه السّلام دست خود را بلند كردند و بر سينه خويش نهادند .
61 - جابر گويد : امير المؤمنين عليه السّلام شنيدند مردى قنبر را فحش مىدهد و او هم در نظر گرفته او را ناسزا بگويد ، امير المؤمنين به قنبر فرمودند از او درگذر و به او اعتناء نكن تا خداوند را راضى كنى و شيطان را به خشم آورى و دشمنت را مورد عقاب قرار دهى . به خداوند سوگند همان خدايى كه دانه را شكافت و مردم را خلق كرد ، هيچ مؤمنى خدا را به اندازه حلم راضى نمىكند ، و شيطان را به مانند سكوت خشمگين نمىسازد دشمن را با سكوت و درگذشت مىتوان عقوبت كرد ، و اين از همه چيز براى او گرانتر تمام مىشود .
62 - ابن فضال گويد : امام ابو الحسن عليه السّلام فرمود : هر گاه دو گروه به هم رسيدند آن گروه كه بيشتر اهل عفو و گذشت هستند يارى مىشوند و خداوند به آنها نصرت مىدهد .
63 - معاوية بن عمار گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : در مدينه مردى زندگى