تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
گويد : عبد الرحمان بن عمير بن عثمان قرشى تميمى برخاست و گفت : اى بندگان خدا ما شما را به اختلاف و پراكندگى فرا نمى خوانيم و نمى خواهيم با يكديگر جنگ و ستيز كنيد و القاب زشت به هم نسبت دهيد بلكه ما شما را دعوت مى كنيم كه سخن خود را همسان كنيد و برادران خود را كه با شما هم عقيده‌اند يارى دهيد و پراكندگى خود را اصلاح و با يكديگر سازش كنيد ، اينك فرصت دهيد ، خدايتان رحمت كناد ، به اين نامه گوش فرا دهيد و از آن كس كه آن را براى شما مى خواند اطاعت كنيد . در اين هنگام نامه معاويه را گشودند كه در آن چنين آمده بود : از بنده خدا معاويه امير مومنان به هر كس از مومنان و مسلمانان بصره كه اين نامه بر او خوانده مىشود . سلام بر شما باد . اما بعد ، همانا ريختن خونهاى ناروا و كشتن افرادى كه خداوند كشتن آنان را حرام فرموده است مايه هلاكتى سخت و زيانى آشكار است و خداوند از هر كس كه آن را بريزد هيچ توبه و عوضى را نمى پذيرد . خدايتان رحمت كناد شما خود آثار عثمان بن عفان و روش او و عافيت دوستى و دادگرى و مرزبانى او و پرداخت حقوق و دادخواهى براى مظلوم و محبت او را نسبت به اشخاص ضعيف مى دانيد ، تا سرانجام شورشيان بر او شورش كردند و ستمكاران بر او هجوم بردند و او را كه مسلمان محترمى بود تشنه كام و روزه‌دار كشتند و حال آنكه او ميان ايشان خونى نريخته و هيچيك از ايشان را نكشته بود حتى ضربت شمشير و تازيانه‌يى را نيز از او طلب نداشتند . و اينك اى مسلمانان شما را به خونخواهى او و جنگ با قاتلانش فرا مى خوانيم . ما و شما بر كارى واضح و راهى راست و روشن هستيم و اگر شما با ما هماهنگ و متحد شويد شعلهء [ فتنه ] خاموش مىشود و سخن يكى مى گردد و كار اين امت سامان مى يابد و شورشيان ستمگر كه پيشواى خود را به ناحق كشته‌اند بر جاى مى نشينند و گرفتار گناهان و رفتار بد خويش خواهند شد . براى شما بر عهده من است كه ميان شما به كتاب خدا عمل كنم و در سال دوبار به شما حقوق بپردازم و هرگز از افزونى در آمد شما در جاى ديگر مصرف نكنم و نبرم . اينك خدايتان رحمت كناد ، به سوى