را كه در لشكرگاه بوده است ، مگيريد و هيچ زنى را به خشم ميآوريد مگر به اجازهء من ، هر چند با آبروى شما بازى كنند و به خودتان و اميران و نيكمردان شما دشنام دهند ، كه عقل و نفس و قواى ايشان ضعيف است ، و همانا به ما در آن هنگام كه زنان مشرك بودند دستور داده شده بود از ايشان دست بداريم و در دوره جاهلى هم اگر مردى با چوبدستى يا آهن [ شمشير ] ، به زنى حمله مى كرد در اين باره حتى بازماندگان و اعقاب آن مرد را سرزنش مى كردند . نصر مى گويد : عمر بن سعد ، از اسماعيل بن يزيد - يعنى ابن ابى خالد - از ابى صادق نقل مى كرد كه مى گفته است : على عليه السّلام در جنگهاى خود مردم را تحريض مى كرد و چنين مى فرمود : اى بندگان خدا نخست از خدا بترسيد و چشمهاى خود را فرو بنديد و صداهايتان را كوتاه كنيد و كم سخن بگوييد ، و خود را براى جنگ و جولان و ستيز و دست به گريبان شدن سخت آماده كنيد و پايدار باشيد : « و فراوان خدا را ياد كنيد شايد رستگار شويد » .
« و با يكديگر ستيز مكنيد كه سست شويد و قدرت شما از ميان برود و شكيبايى كنيد كه خداى با صابران و شكيبايان است » . بار خدايا به ايشان صبر و پايدارى را الهام نماى و نصرت خويش را بر آنان فرو فرست و پاداش آنان را بزرگ قرار بده . نصر مى گويد : ترتيب لشكر على عليه السّلام بدانگونه كه عمرو بن شمر براى ما از جابر ، از محمد بن على [ امام باقر عليه السّلام ] و زيد بن حسن و محمد بن عبد المطلب نقل مى كرد چنين بوده است : عمار بن ياسر را بر سواران و عبد الله بن بديل بن ورقاء خزاعى را بر پيادگان گماشت . لواى خود را به هاشم به عتبة بن ابى وقاص زهرى [ هاشم مرقال ] سپرد . بر ميمنه اشعث بن قيس و بر ميسره عبد الله بن عباس را گماشت .
بر پيادگان ميمنه سليمان بن صرد خزاعى و بر پيادگان ميسره ، حارث بن مره عبدى را گماشت . افراد قبيله مضر ، اعم از كوفى ها و بصرى ها را ، بر قلب لشكر جا داد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٩٦