را از او شنيده است كه در بعضى از آنها با كنيه او را مخاطب قرار داده ، فرموده است : يا ابااحمد ! و از امام رضا عليه السلام روايت كرده است ، مردى جليل القدر و در بين ما شيعه و در نزد مخالفان جايگاه بالايى دارد .
جاحظ در كتابهاى خود از او حكايت مىكند و در كتاب « مفاخرهء بين عدنانى و قحطانى » او را نام برده است . و در كتاب « البيان و التّبين » مىگويد : ابراهيم بن داحيه از ابن ابى عمير برايم نقل كرد كه او نخبهاى از نخبگان شيعه است ، وى در روزگار هارون زندانى شد بعضى گفتهاند :
براى اينكه مسند قضارا بپذيرد ! و برخى گفتهاند : وى پس از زندانى شدن قضا را پذيرفت ! و بعضى گفتهاند : به خاطر اينكه او شيعيان و اصحاب امام كاظم عليه السلام را معرفى كند زندانى شد . و نقل كردهاند كه آنقدر او را تازيانه زدند به حدى كه نزديك بود به دليل درد زياد اقرار كند ! پس شنيد كه محمّد بن يونس بن عبدالرّحمان مىگفت : اى محمّد بن ابى عمير از خدا بترس ! ازاينرو تحمل كرد و خداوند هم او را گشايش بخشيد . نقل كردهاند كه مأمون او را بقدرى زندانى كرد كه سرانجام امر قضا را در بعضى از شهرها قبول كرد .
بعضى گفتهاند : خواهرش در وقت پنهان بودن وى كتابهايش را زير خاك پنهان كرد ازاينرو كتابهاى او از بين رفت . و بعضى گفتهاند : وى خود كتابها را داخل اتاقى گذاشت و باران روى آنها باريد ، از بين رفتند ، ازاينرو كسانى كه مطالبى را از وى حفظ كرده بودند نقل كردند و از آنچه قبلًا در دست مردم بود روايت كردند ، ازاينرو اصحاب ما ( محدّثان شيعه ) به احاديث مرسل او اعتماد دارند ، وى كتابهاى زيادى را تصنيف كرده است .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 445
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٤٥