درستكار و بعضى خطاكارند ، برخى گمراه و بعضى هدايت يافتهاند ، بعضى شنوا و برخى ناشنوا و بعضى بينا و بعضى نابينا و سرگردانند .
پس سپاس خداى را كه آيين خود را به وسيلهء محمّد صلى الله عليه و آله و سلم شناساند و توصيف كرد .
بارى تو كسى هستى كه خداوند تو را نسبت به خاندان محمّد صلى الله عليه و آله و سلم جايگاه ويژهاى داده ؛ علاقمندى به هدايت و رشدى كه به تو الهام كرده و بينش در امر دينت را به خاطر برترى دادنت ايشان ( اهلبيت ) را و بازگشت دادنت تمام امور را به ايشان و رضايت به گفتههاى ايشان . . . طىّ سخنى طولانى ، و فرمود : « هر كه را كه اميد پذيرفتنش را داشتى به راه پروردگارت دربارهء ما دعوت كن و خود را مثل ما محصور نگردان ! و آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را دوست بدار ! و هر چه از ما رسيد يا به ما نسبت داده شد نگو اين باطل است ، هر چند كه خلاف آن را بدانى چرا كه تو نمىدانى آنچه را كه ما گفتهايم به چه جهت گفتهايم ! به آنچه خبر مىدهيم مؤمن باش و آنچه را كه خواستهايم كتمان كنى افشا نكن ! به تو مىگويم كه واجبترين حق برادر ايمانيت آن است كه چيزى را در صورتى كه سود دنيوى يا اخروى داشته باشد از او كتمان نكنى . » . « 1 »
6 - حسن بن على حرّانى با اسناد خود از امام كاظم عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « سزاوار است كه شخص عاقل خدا را در روزى دادنش كندكار نشمارد و در برآوردن حاجتش متّهم نكند ( بدبين نباشد ) .
7 - راوى مىگويد : از آن حضرت راجع به يقين پرسيدم ، فرمود :
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 386 .