من دست تو را گرفتهام پدرم محمّد بن على عليهما السلام دست مرا گرفت و فرمود : پسرم براى هر كه از تو خواست كار خير را بكن ! اگر از اهل خير باشد كه بجا انجام گرفته است و اگر او از اهل خير نباشد تو از اهل آن خواهى بود . و اگر كسى تو را از سمت راست دشنام داد و بعد به سمت چپت آمد و عذرخواهى كرد ، عذر او را بپذير ! » . « 1 »
4 - صدوق از سعد بن ابى خلف به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است كه به يكى از فرزندانش فرمود : « پسرم ! زنهار مبادا خداى عزّوجّل تو را در حال معصيتى ببيند كه از آن نهى كرده و مبادا خداوند در طاعتى كه به تو فرمان داده است ، تو را نبيند ! بر تو باد به كوشش و تلاش ، مبادا خود را در عبادت خدا بدون تقصير ببينى ! زيرا كه خداى تعالى چنان كه سزاست عبادت نمىشود . زنهار از شوخى كه نور ايمانت را مىبرد و جوانمرديت را خوار و بىمقدار مىسازد . زنهار از كسالت و تنبلى كه تو را از بهرهء دنيا و آخرت باز مىدارد » . « 2 »
5 - كشى از على بن سويد سائى نقل كرده است ، مىگويد : موقعى كه امام كاظم عليه السلام در زندان بود نامهاى نوشتم ، در نامه ازحال آن حضرت پرسيدم و او چند مسألهاى را كه نوشته بودم جوابم را چنين نوشت : « به نام خداوند بخشندهء مهربان . سپاس خداى بلندپايهء بزرگى را كه با عظمت و نور خود دلهاى مؤمنان را روشن كرده و با وجود عظمت و نورانيّتش نادانان با او در ستيزند و عظمت و نورانيّت او را با اعمال گوناگون و اديان مختلف به درگاه او وسيله مىجويند ؛ در صورتى كه برخى
هامش
( 1 ) - همان : 8 / 152 .
( 2 ) - من لا يحضره الفقيه : 4 / 408 .