تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بلكه خود اين عقيده ممكن است بر اين اساس مورد توجّه قرار گرفته باشد كه الزام نشأت گرفتهء از يك امر واقعى است : تا وقتى كه انسان در برابر امر ناپسند به روشنى مقاومت نكند ، چاره‌اى جز اين‌كه اذعان كند و تسليم شود ، ندارد . از اين‌رو مىبينيم وقتى قرآن مىخواهد به‌طور مختصر سفارش‌هاى مربوط به ايمان را بگويد ، همه را به يك سفارش منتهى مىكند و آن تفكّر در گوشه‌گيرى و يا در مصاحبت با شخصى است :
« قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا »
« 1 » ؛ يعنى به دور از تأثيرپذيرى تودهء مردم . باوجود اين ، تاريخ اسلامى شاهد جدالى بوده كه پيرامون اين مسئله بين اشاعره و معتزله در گرفته ، و آن اين است : آيا خداى سبحان قادر است كه مردم را تكليف به كار محال و غير ممكن كند ، تا چه رسد به كارى كه تاب‌وتوان آن را ندارند ؟ عجيب آن است ؛ در حالى معتزله را مشاهده مىكنيم كه اساسا رشتهء خرد را رها كرده و از عبارات نصّ دفاع مىكنند ، اشاعره كه غالبا پرچم سرسختى را در دين برافراشته‌اند ( با اعتراف به اين‌كه بهترين تجسّم‌بخش آن نيستند ) و آنها از عكس قضيه دفاع مىكنند و مقرّر مىدارند كه
هامش
- كسى از شما خشمگين شد ، بايد وضو بگيرد . » ر . ك : تفسير قرطبى : 7 / 287 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 406 ؛ سنن ابى داوود : 4 / 249 ، حديث 4787 ؛ مسند احمد : 4 / 226 ، حديث 18017 ؛ الآحاد و المثانى : 2 / 464 ، حديث 1267 ؛ المعجم الكبير : 17 / 167 ، حديث 443 ؛ جامع العلوم و الحكم : 1 / 146 ؛ شعب الايمان : 6 / 310 ، حديث 8291 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 1 / 180 ، حديث 672 و 3 / 113 ، حديث 4314 ؛ فيض القدير : 2 / 377 ؛ تهذيب التّهذيب : 7 / 168 ، حديث 358 و 20 / 34 . و راه چارهء ديگرى نيز با تغيير وضع مادّى دارد و آن اين است كه اگر شخص خشمگين ايستاده است ، بنشيند : « هرگاه فردى از شما خشمگين شد ، اگر در حال ايستاده است ، بايد بنشيند ، اگر خشم او رفت ، چه بهتر و اگرنه به پهلو دراز كشد » . ر . ك : تفسير قرطبى : 7 / 287 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 406 ؛ صحيح ابن حبّان ، 12 / 501 ، حديث 5688 ؛ موارد الظّمآن : 1 / 484 ، حديث 1973 ؛ مجمع الزّوائد : 8 / 70 ؛ سنن ابى داوود : 4 / 249 ، حديث 4782 ؛ مسند احمد : 5 / 152 ، حديث 21386 ؛ مسند حميدى : 2 / 331 ، حديث 752 ؛ شعب الإيمان : 6 / 309 ، حديث 8384 ؛ تهذيب الكمال : 33 / 235 ، سبل السّلام : 4 / 183 و در اينجا فرصتى است براى مقايسهء هريك از اين روش‌هاى فنى روانى - عضوى با نظريهء دكارت و مالبرانش كه هركدام از ايشان نظر خود را در مورد روش سيطره بر عواطف مطرح كرده‌اند :[ L'art de maL ? TRISER LES PASSIONS ]( 1 ) - سبا ( 34 ) آيهء 46 : « بگو : من تنها شما را به يك چيز اندرز مىدهم ، و آن اين‌كه براى خدا قيام كنيد ؛ دو نفر ، دو نفر ، يا يك نفر ، يك نفر ، سپس انديشه كنيد . »