تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
عَلِيماً » .
« 1 » و از همين قبيل است وقتى اعلان مىكند ، به راستى خداوند قادر است كه همگان - فرمانبرداران و تبهكاران - را نابود سازد :
« قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »
« 2 » و يا نيز موقعى كه اعلان مىكند هيچ‌چيزى در عالم هستى نمىتواند با آنچه از تكاليف دشوارى كه بر ما فرض و واجب گشته است و يا به آنچه از رويدادهاى غم‌انگيزى كه بر سر ما مىآيد معارضه كند ؛ كه مىفرمايد :
« وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ »
« 3 » . . . آيا اين مطلب واضح و روشن نيست كه فعل مضارع با مفهوم زمان حال و به صورت شرطى مطلق ، غير قابل تغيير است ؟ . . . بنابراين امكان دارد ، تا ما تأكيد ورزيم كه هرگز چنين تغييرى اتّفاق نمىافتد ، چون خداى سبحان فرموده است :
« كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ »
« 4 » . . . پس در اين صورت به جاى اين‌كه اشاعره روى قدرت كاملهء الهى تأكيد كنند كه چنين تأكيدى از نظر معتزله دور مانده است ، و به جاى آنكه قدرت كامله را در برابر حكمت الهى قرار دهند ، امّا معتزله خواسته‌اند آن را ابراز كنند ، درمىيابيم كه اشاعره با انگيزهء جانبدارى و تعصّب و كمبود تجربهء نظرى و فكرى ، تقريبا حكمت را به خاطر قدرت هدر داده‌اند ، آن هم به‌گونه‌اى كه نسبت به حكمت جز به نام و ارزشمندى آن ، اهميّتى قائل نشده‌اند . بنابراين وقتى كارى را مىبينيم با تدبيرى استوار ، به‌طور كامل نظم يافته است ، به‌گونه‌اى كه هر بخشى در داخل مجموعه ، وظيفه‌اى دارد ؛ و يا موقعى كه مىبينيم يك رويداد به نتايجى درست و نيكو انجاميده است ، عادت بر اين است كه امور مختلف را به وسيلهء يكديگر تفسير مىكنيم و اين رابطه را در مكان و يا در زمان ، و اين ضمانت متقابل اصولى و يا اين پىدرپى آمدن تاريخى را بر يك هدف مورد نظر حمل مىنماييم .
هامش
( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 147 : « خداوند چه نيازى به مجازات شما دارد ، اگر شما شكرگذارى كنيد و ايمان بياوريد ؟ خداوند هم از اعمال و نيّات شما آگاه است و هم در برابر اعمال نيك شما شاكر و پاداش‌دهنده است . » ( 2 ) - مائده ( 5 ) آيهء 17 : « بگو : اگر خدا بخواهد مسيح و مادرش مريم و تمام كسانى را كه در زمين زندگى مىكنند ، هلاك كند ، چه كسى مىتواند جلوى آن را بگيرد ؟ » . ( اشاره به اين‌كه مسيح و مادرش مانند همهء افراد بشر ، انسانى بيش نبودند ؛ به همين دليل نيستى در ذات ايشان راه دارد ) . ( 3 ) - بقره ( 2 ) آيهء 22 : « خداوند اگر بخواهد مىتواند كار را بر شما سخت بگيرد و شما را به زحمت اندازد - م » . ( 4 ) - انعام ( 6 ) آيهء 12 : « اوست كه رحمت را بر عهدهء خويش قرار داده است » .