در صورتى كه خدا ترسى پرهيزگاران را از اقدام به آن كارها باز مىدارد و آشكارا ترك مىكنند ولى آنكه درد دين ندارد فرصت را غنيمت شمرده ( و به آن كار اقدام مىكند . ) آرى تو راست گفتى و اهل باطل حيلهگر زيانكارند . و باز هنگامى آن دو پيمان شكن ( محتملًا طلحه و زبير باشند ) با تو مكر كردند و گفتند : ما عازم عمره هستيم و تو در جواب آنها گفتى : به جان خودتان دروغ گفتيد ، قصد عمره نداريد بلكه با من مكر مىكنيد ، از اين رو از آنها بيعت گرفتى و تجديد عهد كردى ولى ايشان نِفاق خود را شديدتر كردند .
و آنگاه ايشان را بر كارشان آگاه نمودى ولى آنها تغافل كرده و تعلّل ورزيدند و از تذكّر تو بهره نجستند و عاقبت كارشان خسران و زيان بود ، آنگاه در پى مخالفت آنها ( طلحه و زبير ) اهل شام به مخالفت برخاستند ، تو به دفع ايشان پرداختى پس از اتمام حجّت ، آنها به دين حق ايمان نياوردند و در قرآن نينديشيدند كه آن مردم نادان و گمراه بودند و به آياتى كه خداوند بر پيامبرش ؛ محمّد صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء ( خلافت ) تو فرستاده بود كافر شدند و با مخالفان تو ( مثل معاويه و عمر و عاص ) همدست شدند ، در صورتى كه خداوند مردم را مأمور به پيروى تو كرده و مؤمنان را به يارى تو فرا خوانده است ، آنجا كه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ »
« 1 » ( مقصود از صالحان ائمه طاهرين است ) .
مولاى من ! به واسطهء وجود تو دين حق آشكار گرديد ، در حالى كه
هامش
( 1 ) - توبه / 119 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد و با راستگويان باشيد !