استماع كرديم و فراموش نخواهيم كرد !
پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من گفتم : بنويسيد ! عرض كردند : يا رسول اللَّه ! قلم و دواة و شانه گوسفند كجاست ؟ ( وسيله نوشتن نداريم ) .
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اين بر عهدهء فرشتگان است . سپس فرمود :
اى فرشتگان پروردگارم آنچه از اين داستان را شنيديد در نوشتهاى بنويسيد و آن را در آستين هر كدام از اينها شانهاى ( به جاى كاغذ ) از آن نوشته را قرار دهيد .
سرانجام فرمود : اى گروه مسلمانان ! به آستينهايتان و آنچه داخل آن است نگاه كنيد و آن را درآوريد و بخوانيد ! پس آنها نگاه كردند ديدند هر كدام كتابچهاى در آستين دارند ، خواندند ناگهان ديدند آنچه را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده بود ؛ بدون كم و زياد و بىپس و پيش در آن آمده است ! فرمود : آن را در آستينتان نگهداريد تا بر شما حجّتى باشد و شرفى براى مؤمنان از شما و حجّتى در برابر دشمنانتان ! از اين رو با خود همراه داشتند .
همين كه روز جنگ بدر فرا رسيد ، تمام آن كارها در بدر اتفاق افتاد همان طورى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده بود ؛ بدون هيچ كم و زياد . پس آنها را با نوشتههايشان مقابله كردند ديدند چنان است كه بىزياده و كم و بدون پس و پيش ، فرشتگان نوشتهاند . پس مسلمانان ظاهر آن را قبول كردند و باطن آن را به آفريدگارشان واگذاردند ! » . « 1 »
هامش
( 1 ) - احتجاج : 1 / 40 .