تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
سرزمين آنها گردند ، فرقى بين دوست و دشمن تو نمىگذارند و با بريدن گوش و بينى تو گوش و بينى آنها را نيز مىبرند و زن و بچه آنها را اسير و اموالشان را به غارت مىبرند همان رفتارى را كه با اموال و زن و بچه تو خواهند كرد ! اينك آن كه بيم دهد راه بهانه را بسته و آنكه روشنگرى كند ، منظور را رسانده است ! و من اين نامه را به محمّد كه بيرون شهر ، در حضور تمام اصحابش و عموم كافران از بنىاسرائيل است نوشتم . و همين طور به فرستادهء خود دستور داد كه مؤمنان را بترساند و ساير كسانى را كه از كافران در آنجا هستند وادار به هجوم بر آن حضرت نمايد ! پس از وصول نامه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به فرستادهء ابوجهل فرمود : تو حرفت را به طور كامل زدى و رسالت خود را به اتمام رساندى ؟ گفت : آرى . فرمود : پس جواب را بشنو ! ابوجهل مرا به ناگواريها و هلاكت تهديد كرده است در حالى كه پروردگار عالميان وعدهء نصرت و پيروزى داده است و در حالى كه خبر ( وعدهء ) آلهى راست‌تر ! و قبول وعدهء خدا سزاوارتر است ! هرگز آنكه را خدا خوار سازد و يا بر او خشم گيرد به محمّد زيان نمىرساند . پس از آنكه خداوند او را يارى و به جود و كرمش بر او تفضّل نموده است . به او بگو : اى ابوجهل ! آنچه در فكر تو شيطان افكنده بود ، به من رساندى و من هم آنچه را كه خداى رحمان در خاطرم افكنده است پاسخ تو را مىدهم ! همانا بين من و تو تا بيست و نه روز ديگر جنگى اتّفاق مىافتد و خداوند در آن جنگ با وجود ناتوانى ( ظاهرى ) ياران من تو را هلاك مىكند ، و تو ، شيبه ، عتبه ، وليد ، فلان و فلان - شمارى از قريش را