نفس أو بر همهء نفوس غالب باشد ، و اندر فعل و قول أو سهو و خطا نباشد ، و چيزى از وحى فراموش نكند ، و امضاى احكام شريعت الهى نمايد ، و برخى از مردم را به مواعظ حسنه و بعضى را به براهين قاطعه و گروهى را به شمشير و طايفهاى را به تخويفات و انذارات و عقوبات الهى بدان طريق هدايت نمايد و بر قانون شريعت مستقيم بدارد .
و براى آنكه مردم بطبع بر سهو و نسيان مطبوع باشند ، بسا كه قانون را فرو گذارند ، و از اين روى ايزد به عنايت خويش كه به مخلوقات دارد عبادات و واجبات بر ايشان لازم گردانيد كه هر روز و هر ماه و سال تذكار أحوال مبدأ و معاد نمايند . و آنان كه فرمودهء پيمبر أو را كار بندند به سوى بهشت برد و به لذات سرمديه برساند ، و آنان كه عناد ورزند - به عذاب دايمى و آلام روحاني گرفتار كند .
و چون وجود چونين پيامبرى در همه وقت نباشد بايد كه خليفه - اى كه به نفس قدسى مؤيد باشد و از سهو و نسيان و خطا و غفلت دور بود به جاى خويشتن بگذارد . و از اين روى كه عنايت بارى موجب است مر وجود عالم را ، چونين موجب است اصلاح آن را به قوت امامى كه اشرف « 1 » . . .
هامش
( 1 ) - نسخه بخشى از فصل پانزدهم و ختم رساله را فاقد است ، و چون نسخهء ديگرى از اين رساله را نيافتم لذا تا همينجا ناتمام مىماند . ولى در فهرستى كه به خط مؤلف است موضوع بحث باب يو : 16 و ختم رساله در آن معلوم شده است .