و مر اين استعداد را أسباب مختلف بود به حسب اختلاف أحوال .
و موجب آن يا مزاج بدن بود ، آنگاه كه بدن بر حالتى معتدل باشد ، قوهء نفس « 1 » و صفاى آن بسيار بود ، و نيز اندر آن مواضع كه ابدان زايرين و نفوس مزورين جمع آمده باشند و اذهان به افاده و استفاده متوجه بودند و خواطر جمع باشند و استعداد بسيار بود ، چون خانهء ايزد و مشاهد معصومان و امامان ، اين فيض ظاهرتر گردد و توجه نفوس به جناب بارى بيشتر بود و بدان واسطه فيض بيكران از مزورين به زايرين برسد .
و گاه بود كه آنچه موجب باشد مر اين اختلاف را قواى نفسانى باشد . و چندانكه نفوس را از متاع دنيا و طيبات آن اجتناب بيشتر بود و از شواغل دنياوى و علايق نفرت افزونتر باشد ، تصرف آن نفوس اندر فكر و مطالعهء جبروت و استفاضهء شروق نور أقوى خواهد بود .
و نفوس كه به بدن اندر بود بدان نفوس كه از مقارنت اين گوهران برىاند متصل شوند و تعلق أو بديشان بسيار شود ، و از روح مزوران انوار و اشراق به روان زايران برسد ، چنان كه پرتو آفتاب بر آب افتد و از آنجا به سقف خانه منعكس شود . و آنگاه كه روان مزور در غايت پاكى و درخشندگى باشد و روان زاير به دو متصل شود ، هر دو روان چون دو آيينهء متقابل باشند . و چون عقل آفتاب بود كه چون بر يكى تابد بر ديگرى پرتو انداخته باشد و تجلى از ايشان به يكديگر برسد ، و آنچه را يكى بپذيرد اندر ديگرى نقش گيرد . و اين است معنى آنچه به نامهء ايزد اندر است :
وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ
« 2 » .
و أبو عبد اللّه محمد الرازى گويد كه حكمت زيارت كردن و استكشاف آن از راه مكاشفت معلوم شود .
و اين است آنچه خواستيم كه اندر اين باب درست كنيم . و الحمد للّه وحده و الصلاة على رسوله و آله .
هامش
( 1 ) - في الأصل : و قوهء نفس .
( 2 ) - واقعه 56 / 90 و 91 .