را كه با عقل گرايى أو تناسب داشت برگزيد وبا آميختن آن با منطق صوري وقواعد بر گرفته از نصوص ديني وبا توجّه بيشتر به مباحث أمور عامّه بويژه مباحث مربوط به وجود ، طرح جديدى را براي فلسفهء اسلامى پىريزى كرد .
فلسفهء سينوى با وجود تمامى قوّتها از همان آغاز با مخالفتهاى شديدي روبرو شد . امّا نتيجة بر خلاف انتظار وخواست مخالفان ، نظام فلسفي جديدى بود كه در كنار بهرهمندى از استدلال وبرهان ، صبغهاى اشراقي وباطني داشت .
مخالفان عمدهء فلسفهء سينوى عبارت بودند از :
1 . فقها وعلماى ظاهري : اين دسته پيش از ابن سينا نيز وجود داشتند وهمان گونه كه گذشت ، عقل ودين ، ووحى وخرد را متعارض انگاشته ، آموزههاى ديني را مقدّم دانسته وبا هر گونه خرد ورزى متّكى بر قياس وبرهان مخالف بودند .
2 . متكلّمان اشعرى به رهبرى أبو الحسن اشعرى ( 260 - 324 ه . ق ) كه خود بنيانگذار علم كلامي مستند بر جدل ونقل محض بود ؛ وأبو بكر باقلانى كه بعدها راه وى را ادامه داد .
مخالفتهاى اين دو گروه ، به دليل عدم درك درست ماهيّت فلسفهء سينوى ، در ساحت نظري ، چندان ثمر بخش نبود ، بلكه تنها از طريق تحت تأثير قرار دادن تودهء مردم وحاكمان وواليان ، گاه وبىگاه عرصه را براي حضور جدّى فلاسفه تنگ مىكرد .
3 . امام محمّد غزالى : غزالى فقيه ومتكلّم زبردستى بود كه در اثر ترديدى كه در باورهاى دينىاش به وجود آمده بود ، به تصوّف رو آورد واز راه سير وسلوك وعلوم باطني به يقين دست يافت . از اين رو ، از آن پس ، نزد أو رهيافت صوفيانه جاى هر گونه دانش برهاني وخرد گرايى محض را گرفت ؛ ودرصدد برآمد تا مانع رشد جريان فلسفي سينوى كه قدرتمندترين نظام فلسفي دوران أو به شمار مىآمد ، شود .
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 36
مساهمون: غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
صمقدمه ٣٦