غزالى به دليل استعداد بالايى كه داشت ، نخست به مطالعهء دقيق مباني فلسفهء سينوى پرداخت وبا تأليف كتاب مقاصد الفلاسفة به مخاطبان خود فهماند كه درك درستى از اين نظام فلسفي دارد .
مقاصد الفلاسفة كه در واقع به نوعي برگردان دانشنامهء ابن سينا به تازى است ، چه از لحاظ قوّت وغناي مباحث وچه از حيث شيوهء تقرير ونثر وبيان ، يكى از بهترين متون فلسفهء مشّاء به شمار مىآيد . از اين رو ، اين كتاب ارزشمند به سرعت جاى خود را بازكرد وبه شهرت وآوازهء جهانى رسيد .
غزالى پس از نگارش مقاصد ، با تأليف شاهكار بىبديل خود - يعنى تهافت الفلاسفة - به ابطال آن دسته از آراى فلسفي پرداخت كه از ديد وى با آموزههاى ديني در تعارض بود . عمدهء اين اعتراضها واشكالها در سه ناحية طرح شد :
1 . قدم هستى
2 . علم الهى به جزئيات هستى
3 . معاد جسماني « 1 »
قوّت استدلال غزالى از يك سو ونبود هماوردى در ميان فلاسفه كه پاسخگوى أو باشد ، باعث شد تا خورشيد فلسفهء سينوى در مشرق زمين به أفول گرايد . امّا اندكى بعد به يارى متفكّرانى چون ابن باجّه ( در گذشتهء 533 ه . ق ) ، ابن طفيل ( در گذشتهء 581 ه . ق ) وابن رشد ( 520 - 595 ه . ق ) انديشههاى ابن سينا در اندلس مطرح گرديد . در اين ميان ، نقش ابن رشد از ديگران بسيار متمايز بود . چه أو در كنار تلاشهاى فراوان در جهت شرح وبسط انديشههاى ابن سينا ، با تأليف تهافت التهافت در برابر حملات كوبندهء غزالى به طور جدّى به دفاع از فلسفهء مشّاء پرداخت .
4 . امام فخر رازي : يا امام المشكّكين ( 543 - 606 ه . ق ) آخرين حلقهء سلسلهء
هامش
( 1 ) ر . ك : تهافت الفلاسفة ؛ ترجمهء على أصغر حلبى ، ص 155 .