است و او را سنگسار كنند سپس از شهادت خود برگردند و بگويند :
اشتباه كردهاند ، فرمود : « بايد ديهء آن مرد را بپردازند ! ولى اگر بگويند : ما به عمد چنين شهادتى را داديم ، ولىّ مقتول هر كدام از چهار نفر را بخواهد كشته مىشود و آن سه نفر ديگر سه چهارم ديه را به اولياى دومى مىپردازند و هر كدام هشتاد تازيانه زده مىشوند . و اگر ولىّ مقتول بخواهد آن سه نفر را هم بكشد ، سه ديه به اولياى هر چهار شاهد مىپردازد و هشتاد تازيانه به هر كدام مىزنند سپس امام ( حاكم ) آنها را مىكشد . » .
و دربارهء دو مردى كه دربارهء كسى شهادت دهند كه سرقت كرده است ، سپس يكى از دو شاهد از قول خودش برگردد و بگويد : من چنين تصور كردم ، بلكه كس ديگرى بود . در آن صورت نصف ديهء بريدن دست را بايد بدهد و شهادت او در مورد شخص ديگر پذيرفته نيست . و اگر هر دو بگويند : ما دستى گفتيم ! در آن صورت دست يكى از آن دو را مىبرند و آن كه دستش بريده نشده است يك چهارم ديه را به اولياى كسى مىدهد كه دستش را بريدهاند ! و اگر نفر اول كه دستش را بريدهاند بگويد : من راضى نيستم ، بايد دست هر دو را ببرند و او ديه يك دست را بدهد و بين آن دو تقسيم بشود و دست هر دوى آنها را ببرند . » . « 1 »
هامش
( 1 ) - كافى : 7 / 366 .