سُرُوراً »
« 1 »
.
« 2 »
40 - از ابوهاشم جعفرى نقل كرده ، مىگويد : همراه ابوالحسن در كشتى بودم ميان دجله وقت نماز فرا رسيد ، عرض كردم : فدايت شوم ! نماز جماعت مىخوانيم ؟ فرمود : « در دل بيابان نماز جماعت نخوان ! » « 3 »
41 - مسعودى از حسن بن مصعب مدانى نقل كرده است كه دربارهء سجدهء بر شيشه از آن حضرت سؤال كردم . مىگويد : وقتى كه نامه را فرستادم با خود گفتم : شيشه از روييدنيهاى زمين فراهم مىشود ! و آنها مىگويند سجده بر روييدنيهاى زمين اشكالى ندارد ! جواب رسيد : « هر چند كه تو با خودت گفتى : شيشه از روييدنيهاست . اما بر آن سجده نكن زيرا شيشه از نمك و شن تركيب يافته است كه اين هر دو از موجودات دگرگون شده و زمين آن مسخ شده است . » « 4 »
هامش
( 1 ) - دهر / 11 : خداوند آنان را از شر آن روز باز مىدارد و آنها را مىپذيرد در حالى كه غرق در شادى و سرورند .
( 2 ) - امالى طوسى : 1 / 228
( 3 ) - استبصار : 1 / 441
( 4 ) - اثبات الوصيّه : ص 223