نظر خودم را در پاسخ وى دربارهء آنها بنويسم ؟ امام عليه السلام خندهاى كرد و فرمود : « تو هم دربارهء آنها فتوا دادى ؟ » گفتم : خير ، من پاسخ آنها را نمىدانستم . فرمود : « چه بود آن مسائل ؟ » گفتم : از من راجع به اين قول خداى تعالى :
« قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ »
« 1 » پرسيده است كه آيا پيغمبر خدا ( سليمان ) نيازمند علم آصف بود ؟ و نيز از اين سخن خدا :
« وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً »
« 2 » پرسيده است كه آيا يعقوب و فرزندانش در صورتى كه پيامبر بودند براى يوسف سجده كردند ؟ و همچنين از اين كلام خدا كه مىفرمايد :
« فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ
« 3 » پرسيده است كه اگر مخاطب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد ، پس او شك داشته است و اگر مخاطب كسى غير از پيامبر است ، كتاب بر چه كسى نازل شده است ؟ و باز راجع به قول خداى تعالى :
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ »
« 4 » پرسيده است كه آيا اين درياها چيستند و كجايند ؟ و باز به قول خداى تعالى :
« وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ »
« 5 » پرسيد كه
هامش
( 1 ) - نمل / 40 : آنكه در نزد او علمى از كتاب بود گفت : من آن را پيش از آنكه چشم برهمزنى نزد تو مىآورم .
( 2 ) - يوسف / 100 : پدر و مادرش را بر تخت برآورد و آنها ( با برادرانش ) به خاك افتاده ، سجده كردند .
( 3 ) - يونس / 94 : اگر تو در آنچه به تو فرستاديم شك دارى از كسانى بپرس كه كتاب را مىخوانند !
( 4 ) - لقمان / 26 : اگر درختان روى زمين قلم و درياها مركّب شوند و به دنبال آن هفت دريا باشد باز نگارش كلمات خدا پايان نپذيرد .
( 5 ) - زخرف / 7 : در آنجا هر چه دل خواهد و چشم از ديدنش لذّت برد ، موجود است .