تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
نگفتم و جز تو كس ديگرى را در نظر نداشتم و تنها به خاطر تقرب به تو اطاعت كردم و خواستم در برابر مخالف تو حق را اقامه كنم آيا مرا وا مىگذارى ؟ ! بغا مىگويد : بدنم لرزيد و دلم به حال او سوخت و قلبم را وحشت گرفت ، او را از طرف بركة السباع كشيدم و نزديك بود از دستم بيفتد ! او را به حجرهء خودم آوردم و پنهانش كردم و نزد معتصم آمدم ، گفت : او را انداختى ؟ گفتم : انداختمش ، پرسيد : از آن مرد چه شنيدى كه بگويد ؟ گفتم : من عجمم و او به زبان عربى حرف مىزد ، نفهميدم چه مىگويد ! و او مرد بسيار درشتى بود . چون وقت سحر شد به آن مرد گفتم : دروازه‌ها باز شده و من با نگهبانان تو را بيرون مىكنم و تو را بر خودم مقدم داشتم و به قيمت جانم تو را حفظ كردم ، سعى كن كه در روزگار معتصم ظاهر نشوى ! گفت : قبول است . گفتم : ماجراى تو چه بود ؟ گفت : مردى از كارگزاران وى به ديار ما هجوم آورد تا زشتىها و پليديهايى مرتكب شود و حق را پايمال و باطل را يارى كند و در نهايت شريعت را تباه و يگانه پرستى را به نابودى كشد ، من كه در برابر او ياورى نيافتم شبانه بر او حمله بردم و او را كشتم زيرا كه جرم او در شريعت همين مجازات قتل را داشت ! « 1 »
هامش
( 1 ) - مروج الذهب : 4 / 160 و 161 .
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 258 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى