صاحب العسكر عليه السلام . . . « 1 »
86 - از ابراهيمبن محمّدبن فارس نقل كرده ، مىگويد : من و ايّوب بن نوح ( در نسخهاى : نوح ) در راه مكه با هم بوديم در وادى زباله منزل كرديم نشسته بوديم حرف مىزديم سخن مورد گفتگوى ما به آنجا كشيد كه پس از رسيدن اين امر به ما چه مىشود ! ايّوببن نوح گفت : من امسال ( به محضر امام عليه السلام ) نوشتم و چيزى در اين باره يادآور شدم امام عليه السلام در پاسخ من نوشت : « وقتى كه وسيله دانش شما از بين شما برداشته شد از زير پاى خود ، منتظر فرج باشيد ! » . « 2 »
87 - از ابوهاشم داوودبن قاسم جعفرى نقل كرده ، مىگويد : از ابوالحسن صاحب العسكر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « جانشين پس از من پسرم حسن است ، چگونه خواهد بود حال شما دربارهء جانشين آن جانشين ؟ ! » .
عرض كردم : فدايت شوم ! براى چه ؟ فرمود : « چون شما نه شخص او را مىبينيد و نه بردن نام او بر شما رواست ! » . گفتم : پس چگونه او را ياد كنيم ؟ فرمود : « بگوييد : حجّتى از آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم ! » . « 3 »
88 - از اسحاقبن محمّد نقل كرده ، مىگويد : از ابوالحسن علي بن محمّد [ بن علي بن موسى ] عليهم السلام شنيدم كه مىفرمود : « صاحب اين امر كسى است كه مردم مىگويند : هنوز به دنيا نيامده است » . « 4 »
هامش
( 1 ) - كمال الدّين : ص 381 . بقيه حديث تكرار حديث قبلى بود - م .
( 2 ) - همان و غيبت نعمانى : ص 187 .
( 3 ) - همان : ص 381 .
( 4 ) - كمال الدّين : ص 381 .