افتاد ، فرمود : « يا اباالقاسم ! خوش آمدى ، تو دوست واقعى ما هستى ! » عرض كردم : يابن رسول اللَّه ! مىخواهم دين خود را به شما عرضه كنم ، اگر مورد پسند شماست بر آن استوار بمانم تا وقتى كه به ديدار خداى عزّوجلّ برسم ( از دنيا بروم ! ) ؟
فرمود : 0 يا ابوالقاسم بگو ! »
عرض كردم : من معتقدم كه خداى تبارك و تعالى يكى است و چيزى همانند او نيست ؛ از دو حد : ابطال و حد تشبيه بيرون است ، او جسم و صورت و عرض و جوهر نيست بلكه او ايجاد كنندهء اجسام و صورت بخش صورتها و آفريدگار عرضها و جوهرهاست . و پروردگار و مالك و جاعل و پديد آورندهء همه چيز است . و اين كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بنده فرستادهء او و خاتم پيامبران است و هيچ پيامبرى پس از وى تا روز قيامت نيست ؛ و شريعت او آخرين شريعت هاست و پس از آن تا روز قيامت شريعتى نخواهد آمد .
و من معتقدم كه امام و خليفه و ولى امر پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، اميرالمؤمنين علي بن ابىطالب عليه السلام است و پس از او حسن عليه السلام و بعد حسين عليه السلام و پس از وى علي بن حسين عليهما السلام ، سپس محمّدبن على عليهما السلام و بعد از او ، جعفربن محمّد عليهما السلام و پس از وى ، موسىبن جعفر عليهما السلام سپس علي بن موسى عليهما السلام و بعد از آن حضرت محمّدبن على ، سپس تو اى مولاى من ، امامى !
امام عليه السلام نگاهى به عبدالعظيم كرد و فرمود : « و پس از من ، پسرم حسن عليه السلام و چگونه خواهد بود حال مردم نسبت به جانشين او ؟ » .
حضرت عبدالعظيم از چگونگى امامت آن حضرت پرسيد ، امام
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 231
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٣١