حسينبن علي بن ابىطالب عليهم السلام رسيدم ، همين كه چشم آن بزرگوار به من افتاد ، فرمود : « خوش آمدى اى ابوالقاسم ! به حق دوستدار مايى ! »
مىگويد : عرض كردم ، يابن رسول اللَّه ! مىخواهم دينم را به شما عرضه كنم اگر مورد رضايت شما بود بر آن استوار باشم تا وقتى كه به لقاءاللَّه برسم و از دنيا بروم !
فرمود : « بگو يا ابوالقاسم ! »
عرض كردم : من معتقدم كه خداى تبارك و تعالى يكتاست و هيچ چيز همانند او نيست از حد ابطال و تشبيه بيرون است و او نه جسم است و نه صورت و نه عرض است و نه جوهر !
بلكه او ايجاد كنندهء اجسام و صورتگر صورتها و آفريدگار عرضها و جوهرهاست ، و پروردگار همه چيز و مالك و جاعل و پديدآورندهء آنهاست ، و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بنده و فرستادهء او و خاتم پيامبران است و هيچ پيامبرى پس از وى تا روز قيامت وجود ندارد . و شريعت او آخرين شريعت است و بعد از آن تا روز قيامت شريعتى نخواهد آمد . و معتقدم كه امام و خليفه و ولى امر پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، اميرالمؤمنين علي بن ابىطالب ، سپس حسن و پس از او حسين و بعد از وى علي بن حسين و سپس محمّدبن على و بعد از او جعفربن محمّد و پس از وى موسىبن جعفر و آنگاه علي بن موسى و سپس محمّدبن على و بعد از او شماييد مولاى من !
امام عليه السلام پس از شنيدن سخنان من فرمود : « و پس از من ، پسرم حسن ، پس از وى حال مردم نسبت به جانشين وى چگونه خواهد بود ؟ ! » .
عبدالعظيم مىگويد : عرض كردم : مولاى من ! او چگونه است ؟
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٣٨