به عربى عبداللَّه است زيرا كه مسيح بنده ندارد . »
نصرانى گفت : درست گفتيد ، بفرماييد نام جدم چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : نام جدّت جبرئيل بود كه بايد عبدالرّحمان باشد ، من در همين مجلس او را به اين نام ناميدم »
نصرانى گفت : امّا او مسلمان بود .
امام عليه السلام فرمود : « مسلمان بود و به شهادت رسيد ؛ سپاهى بر او حمله كردند و او را ناگهانى داخل خانهاش كشتند و آن سپاه اهل شام بودند . » نصرانى گفت : بفرماييد ؛ نام من پيش از آنكه كنيه انتخاب كنم چه بوده است ؟ امام عليه السلام فرمود : « نام تو عبدالصّليب بود » نصرانى گفت : اكنون مرا چه مىناميد ؟ فرمود : « نام تو را عبداللَّه مىگذارم »
مرد نصرانى گفت : من براستى به خداى بزرگ شما ايمان دارم و گواهى مىدهم كه شايسته پرستشى نيست مگر خداى يگانه و بىنياز مطلق ، آن چنان نيست كه نصارا و يهود او را مىستايند و هيچ نوع شركى در او راه ندارد و گواهى مىدهم كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بنده و فرستاده خدا بر مردم است او را به درستى فرستاده و به وسيله او براى اهلش حق را آشكار ساخته ولى بيهوده گويان كورند و براستى كه او فرستادهء خدا بر همه مردم از سرخ و سياه است همگان در برابر او يكسانند . هر كه بينا شد و راهنمايى يافت كه يافت ولى بيهوده گويان كورند و آنچه را ادّعا داشتند از دست دادهاند و گواهى مىدهم كه ولى و جانشين او به حكمت گوياست و پيامبرانى كه پيش از او بودهاند به حكمت رسا گويا بوده و همه همدست و هم داستان بودهاند در فرمانبردارى از خدا و دورى از باطل و اهل باطل و از پليدى و شرك و مشركان و همگى راه
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 457
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٥٧