تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
بوده‌اند و اندكى از بندگان خدا سپاسگذارند . گفتند : پيامبران و فرزندان ايشان عالم بدون تعليمند و علم بر آنها تلقين شده است و چنين چيزى براى امامان و خلفا و اوصياى ايشان هم سزاست ! آيا به شما همچنين علمى داده شده است ؟ امام صادق عليه السلام فرمود : اى موسى ! جلو بيا ! جلو رفتم دست خود را روى سينه‌ام كشيد سپس گفت : خدايا ! به حق محمّد و آل محمّد او را به يارى خودت تأييد كن ! سپس فرمود : هر چه مىخواهيد از او بپرسيد ! آنها گفتند : چگونه از يك بچه ( پنج ساله ) بپرسيم كه چيزى نمىداند ؟ گفتم : از باب يادگيرى از من بپرسيد نه از باب اعتراض ! گفتند : از آيات نه گانه كه موسى ابن عمران عليه السلام آورد به ما خبر بده ! گفتم : عصا و بيرون آوردن وى دستش را از جيبش در حال درخشش و ملخ ، شپش ، قورباغه‌ها ، خون و بلند كردن كوه طور و منّ و سلوى به عنوان يك معجزه و شكافتن دريا . گفتند : راست گفتى ، به پيامبر شماچه معجزاتى داده شده بود كه از دلهاى امتّش شك و ترديد را زدود ؟ گفتم : معجزات زيادى ان‌شااللَّه خواهم شمرد ، بشنويد و گوش بسپاريد و توجه كنيد ! امّا نخستين معجزه‌اش سخن گفتن گرگ بود كه خبر از نبوّت او داد ، اجماع دشمنان و دوستان بر راستگويى و امانتدارى او و جاهل نبودن وى در زمان كودكى و در وقت بلوغ و جوانى و سالخوردگيش كه براى او شبيه و مانندى سراغ نداشتند . و از جمله اينكه سيف بن ذى يزن وقتى كه بر حبشه پيروز شد گروهى نزد وى رفتند مانند جمعى از قريش كه عبدالمطّلب در بين آنها بود از ايشان راجع به وى پرسيد و صفت او را براى ايشان توصيف كرد ، همگى اقرار كردند كه اين ويژگىها در