است اگر بخواهد به كمال مىرساند و اگر بخواهد مىگيرد ! بهراستى كه ابوالخطّاب از كسانى بود كه خداوند ايمان را به او عاريه داده بود ، چون بر پدرم دروغ بست خداوند ايمان را از او گرفت » .
راوى مىگويد : اين سخن را به امام صادق عليه السلام عرضه كردم ، فرمود :
« اگر از ما همين مطلب را مىپرسيدى ، چيزى جز آنچه او گفته است نزد ما نبود » . « 1 »
محمّد بن بشير
1 - كشى از على بن حديد مداينى نقل كرده است ، مىگويد : از كسى شنيدم كه خود از امام كاظم عليه السلام پرسيده بود ، او گفت : من از محمّد بن بشير شنيدم كه مىگفت : شما ( امام عليه السلام ) موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) نيستى آنكه امام و حجت ما بين ما و خداست ! امام عليه السلام با شنيدن سخن من سه مرتبه فرمود : خدا او را لعنت كند ! خداوند طعم حرارات آهن را به او بچشاند ! خداوند او را به بدترين شكل كشتن او را بكشد ! عرض كردم :
فدايت شوم ! در صورتى كه من چنان سخنى را از او شنيده باشم آيا خون او بر من حلال و مباح نيست آنطورى كه خون دشنام دهندهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و امام عليه السلام مباح است ؟ فرمود : « آرى بهخدا خون او حلال است و بر تو و هر كسى كه از او چنان سخنى را بشنود مباح است » گفتم : آيا اين گفتهء او دشنام بر شما نيست ؟ فرمود : « اين دشنام بر خدا و رسول خدا و پدران من و دشنام بر من است ! او هيچ دشنامى كمتر از اين و
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 251 .