خواستم عمّار را به من ببخشد ، او را به من بخشيد ! » . « 1 »
كميت بن زيد اسدى
1 - كشى از درست بن ابى منصور نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام بودم . درحالى كه كميت بن زيد نيز در محضر او بود به كميت فرمود : « تواى كه مىگويى : به قبيله اميّه رسيدم و كارها روبراه است ! » .
عرض كرد : من اين را گفتم و بهخدا سوگند از ايمانم برنگشتم و به يقين من دوستدار شما و براى دشمنانتان به زبان چيزى مىگوييم ، بلكه آن را از روى تقيه گفتم . امام عليه السلام فرمود : « بدان كه اگر همانطور باشد كه گفتى ، تقيّه در نوشيدن شراب جايز است ! » . « 2 »
ابوالخطاب محمّد بن ابى زينب
1 - ابو عمرو كشى از عيسى شلقان نقل كرده است ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام كه هنوز پسربچهاى پيش از حد بلوغ بود ، عرض كردم : فدايت شوم ! اين چيست كه از پدرتان شنيديم كه او ما را به دوستى ابوالخطاب امر كرد پس از مدّتى دستور داد از او بيزارى جوييم ؟ مىگويد : امام كاظم عليه السلام از پيش خود فرمود : « خداوند پيامبران را براى پيامبرى آفريده است ، آنها جز پيامبر نمىشوند و مؤمنان را بر داشتن ايمان آفريده است و جز افراد مؤمن چيز ديگر نمىشوند ولى گروهى را ايمان عاريتى داده
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 218 .
( 2 ) - همان : ص 181 .