اللَّه . . . ) خدايى بهجز خداى يگانه نيست و عيسى روح خدا و محمّد حبيب خداست ، وصف محمّد صلى الله عليه و آله و سلم در گوشت و خون من رسوخ كرد بهطورى كه خوردن و آشاميدن گوارايم نبود !
مادرم به من گفت : پسرم ! تو را امروز چه شده است كه وقت طلوع خورشيد سجده نكردى ؟ مىگويد : با او مشاجره كردم بهحدى كه او ساكت شد ، همين كه به خانهمان برگشتم ديدم نوشتهاى به سقف خانه آويخته است به مادرم گفتم : اين نوشته چيست ؟ گفت : روزبه ! اين نوشته را موقعى كه از عيدمان برگشتيم آويخته ديدم به آنجا نزديك نشو كه اگر تو آنجا نزديك شوى پدرت تو را مىكشد ! مىگويد : ايستادگى كردم تا شب تاريك شد پدر و مادرم خوابيدند ، برخاستم و آن نوشته را برداشتم ، ديدم نوشته است : به نام خداوند بخشندهء مهربان ، اين عهدى است از جانب خدا به آدم كه او از صلب وى پيامبرى مىآفريند به نام محمّد صلى الله عليه و آله و سلم كه مردم را به مكارم اخلاق فرمان مىدهد و از عبادت بتها بازمىدارد .
اى روزبه ! نزد وصىّ عيسى عليه السلام بيا ، ايمان بياور و آيين مجوسى را ترك كن ! مىگويد : با ديدن اين نوشته آهى از دل كشيدم و بر شدّت اشتياقم افزوده شد . پدر و مادرم از اين حال من مطّلع شدند ، مرا داخل چاه گودى قرار دادند و به من گفتند : اگر از اين حال برگشتى كه خوب ، اگر نه مىكشيمت ! گفتم : هر كارى خواستيد بكنيد محبّت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم از دل من نمىرود !
سلمان مىگويد : من پيش از خواندن آن نوشته عربى نمىدانستم ولى خداى عزّ و جلّ از آن روز عربى را به من فهماند . داخل آن چاه ماندم ، آنها
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١١٩