صفت نسبى و چهار مورد در صفت شخصى او : اما چهار صفت نَسَبى او : از نظر جنس و ماهيّت معروف باشد ، از نظر قبيله و از نظر خانواده معروف باشد و از طرف صاحب ملّت و دعوت اشارهاى بهسوى او شده باشد كه از اين خلق مشهورتر از جنس عرب ديده نشده است ؛ صاحب ملّت و دعوت كه هر روز پنج مرتبه در عبادتگاهها با صداى بلند اسم او برده مىشود : « اشهد ان لا إله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله » از ايشان است و دعوت او را به هر نيكوكار و تبهكار ، دانا و نادان ، معتقد و منكر در شرق و غرب زمين مىرساند . در صورتى كه اگر حجت از جانب خدا بر اين خلق در غير اين جنس ( عرب ) جايز بود هر آينه بر شخص طالب علاقمند زمانى طولانى مىگذشت كه چنين كسى را نيابد و جايز بود كه در ميان اجناس مختلف از اين خلق از عجم و ديگران آن را بجويد و از آن جهت كه خداى عزّ و جلّ ارادهء صلاح فرموده فساد عايد شود و حال اينكه در حكمت الهى و عدل او روا نيست فريضهاى را بر مردم واجب كند كه يافت نشود و چون چنين چيزى روا نيست پس بايد در بين اين جنس ( عرب ) - به دليل اتّصال او به صاحب ملّت و دعوت - كسى باشد و از اين قبيله بهخاطر قرب نسبش به صاحب اين ملّت يعنى قريش بوده باشد و چون جايز نيست از اين جنس مگر در اين قبيله ، از اين قبيله هم جايز نيست مگر در اين خانواده بهدليل نزديكى آن قبيله به صاحب ملّت و دعوت ! چون شمار افراد اين خانواده زياد بوده و دربارهء امامت بهدليل برترى و شرافت اين مقام مشاجره و نزاع كنند هر كدام از آنها مدّعى امامت شوند ازاينرو جايز نيست مگر اينكه از طرف صاحب ملّت ودعوت به شخص و نام و نسب او راهنمايى شده باشد تا ديگران در آنباره طمع
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٠٧