تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
حركت كرد ، به كوفه رسيد خانه بشير نبال فرود آمد كه از حاملان حديث از جمله اصحاب امام صادق عليه السلام بود ، ماجرا را براى او نقل كرد سپس به شدّت بيمار شد ، بشير به او گفت : پزشك براى تو بياورم ؟ هشام گفت : نه ، من خواهم مرد ! همين كه وقت مرگ رسيد به بشير گفت : چون از تجهيز جنازهء من فارغ شدى در دل شب مرا بردار و بيرون شهر قرار ده و در نوشته‌اى بنويس و بگو ، اين پيكر هشام بن حكم است كه اميرالمؤمنين [ ! ] او را مىجست ، به اجل خود از دنيا رفته است ! هارون به برادران و اصحاببش دستور داده بود و جمعى را به‌خاطر او دستگير كرده بود ، همين كه مردم كوفه آن را ( جنازهء هشام ) را ديدند و قاضى و رئيس پشتيبانى و فرماندار و دادخواهان كوفه حضور يافتند و قضيه را براى هارون نوشتند ، هارون گفت : سپاس خداى را كه امر او را از من كفايت كرد و كسانى را كه از بابت او بازداشت شده بودند آزاد كرد . « 1 » مؤلّف كتاب ( جناب آقاى عطاردى حفظه‌اللَّه ) مىفرمايد : ما بدان جهت سخنان هشام بن حكم را در اين باب آورديم كه وى اين مباحث را از امام كاظم صلى الله عليه و آله و سلم فراگرفته بود و شيخ صدوق اين حديث را در كتاب « ما اخبره به الكاظم عليه السلام فى امر الغيبة » از كتاب كمال‌الدّين آورده است .
هامش
( 1 ) - كمال الدّين : ص 362 . سال‌ها پيش از انقلاب شكوهمند اسلامى كتابى هر چند مختصر در شرح حال و مبارزات هشام بن حكم تحت عنوان : « پاسدار ولايت هشام بن حكم » از اينجانب منتشر شد كه پس از انقلاب توسط دكتر هاشم به انگليسى ترجمه شد و در سال 1366 در بنياد پژوهشهاى اسلامى منتشر گرديد - م .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 110 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى