تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
مىكنم ؟ هشام گفت : بپرس ! ضرار گفت : پس در آن صورت او هم پيامبر است ؟ هشام گفت : نه ، چون نبوّت را اهل آسمان هم معتقدند ولى امامت را اهل زمين . بنابراين عقد نبوت به وسيلهء فرشتگان بسته شده و عقد امامت وسيلهء پيامبر و هر دو عقد به امر خدا بسته شده است . ضرار گفت : به چه دليل ؟ هشام گفت : به دليل ضرورت . ضرار گفت : چگونه ؟ هشام گفت : در اين مورد از سه صورت بيرون نيست يا اينكه خداى تعالى پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تكليف را از خلق برداشته است و آنها تكليفى ندارند ؛ نه آنها را امرى كرده و نه نهيى و آنها چون درندگان و چهارپايان بدون تكليف هستند . ضرار ! آيا چنين عقيده دارى كه پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تكليف از مردم برداشته است ؟ گفت : نه من چنين عقيده‌اى ندارم . هشام گفت : پس به گونه دوم است كه مردمِ مكلّف پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همگى از نظر علمى به دانشمندانى در حد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تبديل شده‌اند كه هيچ‌كدام به ديگرى نياز ندارد و همگى به ذات خود از ديگران بىنيازند و به حقى رسيده‌اند كه هيچ اختلافى در آن نيست ، آيا عقيدهء تو اين است كه مردم به علمايى تبديل شده‌اند به طورى كه از نظر علم دينى همانند پيامبر و به يكديگر نيازى نداشته و به ذات خود در رسيدن به حق از ديگران بىنيازند ؟ ضرار گفت : من چنين عقيده‌اى ندارم بلكه آنها به ديگران نيازمندند . هشام گفت : پس راه سوم ماند كه براى مردم ( پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ) ناگزير از دانشمندى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خود او را براى مردم تعيين كند كه فراموشى و اشتباه و انحراف در او نباشد ، از گناهان پاك و از خطاها به دور بوده ، مردم نيازمند به او و او بىنياز از همه باشد ! ضرار گفت : به چه دليل ؟ هشام گفت : به هشت دليل : چهار دليل در