مر بعضي را مطالعت كنيد و بعضي از شما از بعضي كمال يابيد . »
« شرح »
ببايد دانستن كه حدّ اخوّت و صداقت مكشوف گشت با چنين برادران واجب چنان كند كه راز آشكارا دارند يعنى بدان چه عقل تو را مكشوف گشته باشد بر عقل چنان برادر بخل و ضنّت حرام باشد ، چه اگر برادر در مرتبه معرفت از تو بيشتر باشد ترا از وى كمال حاصل آيد و اگر كمتر بود از تو كمال يابد و اگر مساوى بود هر يكى از شما يكديگر را مطالعت كند و بدان از يكديگر مبتهج و مسرور و ملتذّ گردد و در نور و صفات كمال بيفزايد . چنانك حق تعالى از بخل و ضنّت منزّه آمد ، وجود صفت ذات اوست آن را كه مستعد بود قبول كند و آنك مستعد نبود بخل باز أو گردد و از آدمي هر كه خواهد تا باخلاق خداى متخلق گردد و بخل نكند بر مستعد و بدانك نفس ناطقه انسانى دو قوّت دارد عالمه و عامله ، نه چنانك از اين نفس شعب منشعب گردد چنانك از درخت و نه چنانك از يك چراغ به دو ثقبه دو شعاع بيرون افتد ، بيكى يك موضع روشن دارد و به ديگر موضعى ديگر ، بلكه اين نفس يك جوهر است ، به اعتبار به التفات أو اين دو حركت از وى حاصل آيد واحد منه و واحد عليه و اين به مراتب بگردد و در دوام قبول از مبادى و غير آن و روا بود كه نفس را بواسطه حاجت آيد بسيار و روا بود كه كمتر چه از متعلّمان باشند كه نزديك باشند به تصوّر معقولات و استعداد أو بر قوّت قبول به حدّى بود كه أو را اتّصال به عقلى مفارق محتاج نبود به چيزهاى بسيار و به تعليم ستدن تا گوئى كه همه چيزها از قوّت نفس خود در مىيابد و اين چنين كسى سخت اندك و عزيز بود و اين بلندترين درجات استعدادات است . امّا آن قوم كه علوم اكتساب