گرفته است و زهرهاى كشندهء خود را آماده ساخته و رساترين تيرها را به طرف من هدفگيرى كرده است و چشم مراقب او از من نخفته و در دل كينهء مرا پنهان داشته است . توبه ضعف و ناتوانى من نگريستى در برابر بسيارى از كسان كه در انديشهء من بوده و در كمين من نشسته بودند و فكر من نمىرسيد كه چگونه با ايشان معاملهء به مثل كنم و من هم در كمين آنها باشم ، تو با توانايى خود مرا كمك كردى و به يارى خود نه به نيرو و توان من ! پس او را در همان گودالى كه براى من كنده بود افكندى ؛ نااميد از آرمانهايى كه در دنيا داشت و بدور از آنچه در آخرتش اميدوار بود . از اين رو پروردگارا تو را سپاس بهقدر شايستگى خودت اى آقاى من !
خداوندا ! به عزّت خودت او را بگير و به وسيلهء نيروى خودت تيزى سلاحش را نسبت به من كند كن ! و او را بدانچه در پى اوست مشغول ساز و از آنچه فرياد مىزد درمانده كن !
خدايا ! مرا بر او هر چه زودتر بشوران تا شفاى غيظ من و درمان گلوگيريم از او باشد ! خداوندا ! دعاى مرا به اجابت برسان و شكايت مرا با دگرگونى ( او ) سامان ده ! و به زودى آن تهديدهايى را كه به ستمگران كردهاى به او بفهمان و به من هم آنچه را كه در اجابت درماندگان وعده دادهاى عيان كن زيرا كه تو صاحب فضل بزرگ و احسان كريمانهاى ! « 1 »
راوى مىگويد : سپس حاضران پراكنده شدند و ديگر اجتماع نكردند
هامش
( 1 ) - اين دعاى شريف در مفاتيح الجنان ( بخش ملحقات ) تحت عنوان « حرز امام كاظم عليه السلام » آمده است - م .