اميرالمؤمنين ( ! ) بهخدا كه شما راست گفتيد سپاس خدا را كه اين علم را از شما اهلبيت ( ! ) بيرون نكرده است .
بهخدا كه مهدى ( عباسى ) تحمّل نكرد برگشت به من گفت : راست گفتى ، اى رافضى ! « 1 »
3 - شيخ صدوق از على بن يقطين نقل كرده است ، مىگويد : خبر به ابوالحسن موسى بن جعفر عليهما السلام رسيد درحالى كه جمعى از اهلبيت وى در نزد او بودند كه موسى بن مهدى دربارهء او تصميم گرفته است ( قصد جان او را دارد ) به اهلبيت خود فرمود : « شما نظرتان چيست ؟ » گفتند :
بهنظر ما شما از او فاصله بگيريد و خودتان را پنهان كنيد زيرا كه از شرّ او ايمنى نيست ، امام عليه السلام لبخندى زد سپس فرمود :
زعمت سخينة ان ستغلب ربّها * و ليغلبنّ مغالب الغلاب « 2 »
- قريش پنداشتند كه بر پروردگارشان پيروز مىگردند ، درحالى كه بايد در دست خداوند بسيار غالب مغلوب شوند - سپس دست به طرف آسمان دراز كرد و عرضه داشت :
پروردگارا ! چه سيار دشمنانى كه شمشير عداوت خود را به روى من كشيده و نوك نيزهاش را برايم تيز كرده و دم برندهء آن را به سمت من
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 406 .
( 2 ) - شعر از شاعر عرب كعب بن مالك خزرجى شاعر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم يكى از هفتاد نفرى است كه در عقبه با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيعت كردند و در تمام غزوات جز جنگ بدر همراه پيامبر بود ، در زمان خلافت على عليه السلام از دنيا رفت . وى اشعارى در مدح هاشم دارد ( به پاورقى - تحليلى از زندگانى امام كاظم عليه السلام - ترجمهء اينجانب ج 1 / 529 و 530 مراجعه شود ) - م .