روايت امام عليه السلام دربارهء نقش انگشترى پيامبران
1 - شيخ صدوق از حسين بن خالد نقل كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام پرسيدم : نقش انگشترى آدم عليه السلام چه بود ؟ فرمود : « لا إله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه » آدم عليه السلام با همان انگشترى از بهشت به زمين هبوط كرد و نوح عليه السلام چون به كشتى نشست خداى عزّ و جلّ به او وحى كرد : اى نوح ! اگر مىترسى غرق شوى هزار بار لا إله الّا اللَّه بگو ! سپس از من نجات خود را بطلب من تو را و هر كه را با تو ايمان دارد نجات مىدهم ! و چون نوح و همراهانش در كشتى قرار گرفتند و باد بر ايشان وزيدن گرفت ، نوح عليه السلام از غرق شدن احساس امنيّت نكرد ، باد او را به شتاب در آوردو نتوانست هزار بار لا إله الّا اللَّه بگويد ، ازاينرو به زبان سريانى گفت :
هلوليا الفاً الفاً يا ماريا اتقن ! پس درياى خروشان آرام گرفت و كشتى به راه خود ادامه داد ، نوح عليه السلام گفت : اين كلام را كه باعث شد خداوند ما را از غرق شدن نجات دهد شايسته است كه از خود جدا نكنيم ازاينرو در انگشترى خود عبارت « لا إله الّا اللَّه - هزار مرتبه - پروردگارا كار ما را سامان ده ! » نقش كرد .
و نقش انگشترى سليمان بن داوود عليهما السلام « منزّه است خدايى كه جن را با كلمات خود لجام زده است ! » بود . و چون ابراهيم عليه السلام را در منجنيق نهادند جبرئيل عليه السلام خشمگين شد خداوند به جبرئيل عليه السلام وحى كرد : چرا خشمناك شدى ؟ گفت : پروردگارا ! ابراهيم خليل تو است در روى زمين جز او كسىنيست كه تو را عبادت كند ، دشمن تو و دشمن او را بر او مسلّط كردهاى ! خداوند به او وحى كرد : خاموش باش ! تنها بندهاى مثل تو از ترس مرگ