خدا صلى الله عليه و آله و سلم به سينهء من تكيه داده بود از وصيّت خويش فارغ شد و دخترش فاطمه عليها السلام نزد وى بود ، دستور داد همسران و همهء زنان از نزد آن حضرت بيرون شدند ، فرمود : يا اباالحسن ! از جاى خودت برخيز و مقابل من باش ! فرمود : من همچنان كردم و جبرئيل عليه السلام او را به سينهاش چسباند و ميكائيل سمت راست آن حضرت نشست ، فرمود : يا على ! ستها را داخل يكديگر كن ! من چنان كردم ، به من گفت : با تو پيمان بستهام ، پيمانم در محضر امينم پروردگار جهانيان ، جبرئيل و ميكائيل تازه مىكنم ، يا علىّ ! به حق ايشان بر تو كه وصيت مرا با تمام محتوا اجرا كنى و آن را با صبر و ورع به راه و روش من بپذيرى نه به روش فلان و فلان ! و با قدرت و نيرو آنچه از طرف خدا آمده است بگير !
دستش را داخل دستهاى من كرد درحالى كه دستهاى من بههم چسبيده بود ، گويى بين آنها را اندكى باز كرد ، فرمود : يا على ! بين دستهايت ، حكمت و قضا را بهقدرى كه اراده فرموده بود ، فارغ كردم و آنقدر كه وارد شد ، ذرّهاى از امر تو را پنهان نفرموده است و چون وقت درگذشت تو رسيد وصيّت خود را مطابق توصيهء من به شخص پس از خودت بنما و همين طور بدون نوشته و صحيفه انجام ده ! » . « 1 »
9 - از كتاب ياد شده به نقل از امام كاظم از قول پدرش عليهما السلام آورده است كه على بن ابىطالب عليه السلام فرمود : در اوّل وصيّت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نوشته بود : بسم اللَّه الرّحمان الرّحيم ، اين پيمانى است كه محمّد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله و سلم بسته و به آن وصيّت كرده و به امر خدا آن را به وصىّ
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 22 / 476 - 479 .