أَنْتَ الْوَهَّابُ »
« 1 »
از آنجا كه دانستند دلها منحرف مىشود و به كورى و هلاكت مىانجامد . آرى از خدا نترسد هر كه در پيشگاه خدا تعقّل نكند و هر كه در پيشگاه او تعقل نكند دل به معرفت او نبندد ؛ آن معرفت پايدار است كه باعث بينايى او گردد و حقيقت آن را در دل خود بيابد ، كسى چنان نشودمگر گفتار و كردارش همسان و نهان و عيانش يك نواخت باشد زيراكه خداوند به مقام درونى عقل نهانى رهنمونى نكرده مگر بهوسيلهء عقل آشكار و گويا .
اى هشام ! اميرالمؤمنين ، بارها مىفرمود : خداوند به چيزى بهتر از عقل پرستش نشود و عقل كسى كامل نگردد تا در او چند خصلت گوناگون باشد : كفر و بدى از او سر نزند و رشد و نيكى از وى اميد رود ، مازاد دارايى خود را بخشش كند و از پرحرفى خوددارى نمايد ، بهرهاش از دنيا همان قوت وى باشد و تا عمر دارد از دانش سير نگردد . خوارى با خدا در نزد او محبوبتر از عزّت با غير خدا باشد ، تواضع در نظر او خوشتر از اشرافيّت ، احسان كم ديگران را زياد و احسانِ زيادِ خود را كم شمرد ، همه مردم را بهتر از خود و خود را از همه بدتر بداند و اين است تمام و كمال امر .
اى هشام ! هركه زبانش راستگو باش عملش پاك و هر كه نيتش خوب
هامش
( 1 ) - آل عمران / 8 . ترجمه در حديث قبلى گذشت - م . قابل توجه است كه در متن كتاب مسند چاپ اوّل سال 1409 صفحات جابجا شده و صفحه 230 و 232 به ترتيب جاى 232 و 230 قرار گرفته كه پس از مراجعه به متون اصلى تحف العقول در جاى خودش ترجمه شد - م .