تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
بايست ! » من ايستادم امام عليه السلام وارد خانه شد و مرا خواست . كيسه‌اى را كه صد دينار داخل آن بود ، به من داد و فرمود : « به برادرزاده‌ات بگو : آن را هزينه سفر كند » . على بن جعفر عليه السلام مىگويد : من آن را گرفتم ، آن را در گوشهء عبايم جا دادم . باز صد اشرفى ديگر هم داد و فرمود : « اين را هم به او بده ! » عرض كردم : فدايت شوم ! با اينكه شما آن‌طور كه فرموديد از او بيمناكيد ، چرا او را بر ضرر خودتان كمك مىكنيد ؟ فرمود : « چون من اگر به او صلهء رحم كنم و اوقطع رحم كند خدا رشتهء عمرش را قطع مىكند » . آنگه كيسهء چرمى را برداشت كه سه هزار درهم خالص داشت ، فرمود : « اين را هم به او بده ! » . على بن جعفر عليه السلام مىگويد : من خودم را به او رساندم ، صد دينار را به او دادم بسيار شادمان شد براى عمويش دعا كرد سپس مرحمتى دوم و سوم را دادم چنان خوشحال شد كه گمان كردم برگردد و بغداد نرود ، ولى پس از اينكه سه هزار درهم را به او دادم ، او به راه بغداد رفت تا اينكه به نزد هارون بار يافت و به‌عنوان خليفه به او سلام داد و گفت : من گمان نمىكردم كه در زمين دو خليفه باشد ، تا اينكه ديدم به عمويم موسى بن جعفر به‌عنوان خليفه سلام مىدهند ! هارون صد هزار درهم براى او فرستاد ، ولى خداوند او را به بيمارى گلودرد همراه با خونريزى مبتلا كرد ، به‌طورى كه نتوانست به يك درهم آن هم نگاه كند و دست بزند ! « 1 » 2 - كلينى از عبداللَّه بن مفضّل آزاد شدهء عبداللَّه بن جعفر بن ابىطالب
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 485 .