نقل كرده است مىگويد : چون حسين بن على مقتول در فخ خروج كرد و مدينه را تصرّف نمود ، موسى بن جعفر عليهما السلام را براى بيعت فراخواند ، امام كاظم عليه السلام نزد او آمد و فرمود : « پسرعمو ! به من تكليفى نكن مثل تكليفى كه پسرعمويت به عمويت امام صادق عليه السلام كرد تا از من كارى سر بزند كه نمىخواهم ، چنانچه از امام صادق عليه السلام كارى سر زد كه نمىخواست ! حسين در پاسخ امام عليه السلام گفت : من به شما پيشنهادى كردم كه اگر خواستى وارد شو ! اگر نمىخواهى من شما را وادار نمىكنم ! خدا ياور است . سپس خداحافظى كرد .
امام عليه السلام وقتِ خداحافظى فرمود : « پسرعمو تو كشته مىشوى ، پس در ضربت زدن به دشمن بكوش ! اين مردم از دين خارجند ؛ به زبان اظهار ايمان مىكنند ولى در دل مشركند ،
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
من شما دلير مردان را به حساب خدا مىگذارم » سپس حسين خروج كرد و ماجراى او چنان شد كه شد ، طبق فرمودهء امام كاظم عليه السلام همگى كشته شدند . « 1 »
3 - همو از عبداللَّه بن ابراهيم جعفرى نقل كرده ، مىگويد : يحيى بن عبداللَّه بن حسن بن موسى بن جعفر عليهما السلام نوشت : بارى من خودم را به تقواى الهى سفارش مىكنم و هم شما را زيرا كه آن سفارش خداست در اولين و آخرين ، بعضى از ياران دين خدا و مبلغان آن كه نزد من آمدند ، گزارش دادند كه شما نسبت به من غمخوارى و مهرورزى فرمودهايد ولى بدون كمك خود و تنها گذاشتن من ! من دعوت بهعنوان رضاى از آل محمّد را به مشورت گذاشتم ولى شما مانع شدى و قبلًا هم پدرت ( امام
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 366 .