تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
على ! اين پسرم سرور فرزندانم است و من كنيهء خودم را به او بخشيدم » . مىگويد : هشام - يعنى فرزند سالم - با دست خود بر پيشانى خويش زد و گفت : ما از آن خدائيم ! به‌خدا سوگندكه او خبر مرگ خود را به تو داد ! « 1 » 19 - باز هم از على بن يقطين نقل كرده است ، مىگويد : موسى بن جعفر عليهما السلام ( پيش از اينكه من چيزى بگويم ) او ابتدا به سخن كرد و با دست اشاره به پسرش ( امام رضا ) فرمود : « اين آگاه‌ترين فرزندان من است و من كنيهء خودم را به او بخشيده‌ام ! » . « 2 » 20 - همو از منصور بن يونس بن بزرج نقل كرده است ، مىگويد : روزى بر امام كاظم عليه السلام وارد شدم ، فرمود : « اى منصور ! آيا مىدانى امروز چه اتفاقى افتاد ؟ » گفتم : نه . فرمود : « پسرم ؛ على را - با دست خود به امام رضا عليه السلام اشاره كرد - وصىّ خود قرار دادم و كنيه‌ام را به او بخشيدم و او پس از من جانشين من است بنابراين نزد او برو و به او تبريك بگو ! و اعلام كن كه من تو را به به اين كار فرمان دادم » . منصور مىگويد : خدمت آن حضرت رفتم و تبريك گفتم و به او اعلام كردم كه خود آن حضرت اين را به من دستور داد . . همين منصور بعدها امامت آن حضرت را انكار كرد و تمام اموالى را كه در دستش بود به اختيار گرفت و تصاحب كرد . « 3 » 21 - همو از داوود بن كثير نقل كرده است ، مىگويد : به امام صادق عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! اگر مرگ به سراغ شما آمد ؛ اگر اتفاقى افتاد
هامش
( 1 ) - عيون الأخبار : 1 / 21 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - همان : 1 / 22 .