مىشود ؟ فرمود : « خداوند ستمكار را گمراه سازد و آنچه خدا خواهد همان شود ! » .
عرض كردم : فدايت شوم ! چه اتفاقى مىافتد ؟ فرمود : « هر كه در حق اين پسرم پس از من ستم كند و منكر امامتش شود مانند كسى است كه پس از پيامبر به على بن ابىطالب عليه السلام ستم كرده است و منكر امامت او شده باشد » .
گفتم : اگر خداوند به من عمرى داد حق وى را به او تسليم كنم و به امامتش اقرار نمايم ! فرمود : « اى محمّد راست گفتى ، خداوند عمر تو را طولانى كند و حق او را به وى تسليم كنى و به امامت او و كسى كه بعد از اوست اعتراف كنى » .
عرض كردم : پس از او چه كسى امام است ؟ فرمود : « پسرش محمّد ( جواد ) عليه السلام » . گفتم : براى او ( و امامت او ) خشنودم و سر تسليم فرود آورم . « 1 »
17 - صوق از محمّد بن اسماعيل بن فضل هاشمى نقل كرده است ، مىگويد : خدمت موسى بن جعفر عليهما السلام رسيدم ، شكايت سختى داشتند ، گفتم : اگر اتفاقى بيفتد كه من از خدا خواستهام ( زنده نباشم ) آن را به ما نشان دهد ، به چه كسى مراجعه كنيم ؟ فرمود : « به پسرم ، على ( الرضا ) عليه السلام كه نوشتهء او نوشتهء من است و او پس از من وصىّ و خليفهء من است » . « 2 »
18 - همو از علىّ بن يقطين نقل كرده است ، مىگويد : خدمت موسى بن جعفر عليهما السلام بودم ، پسرش ؛ على عليه السلام نيز نزد آن حضرت بود ، فرمود : « اى
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 319 .
( 2 ) - عيون الأخبار : 1 / 20 .