قاسم واگذار مىكردم ، چرا كه او را دوست دارم و به او مهربانم ولى اين امر با خداى عزّ و جلّ است و هر جا خواهد خود مقرّر فرمايد ! خبر امامت او از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من رسيده است ؛ او را به من نشان داده و به من وانمود كرده است كه چه كسى همراه اوست و همچنين به هيچكدام از ما امامان وصيّت نمىشود مگر خبر آن از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برسد و همين طور از جدّم على عليه السلام .
من به همراه جدّم انگشترى ، شمشير ، عصا ، كتاب و عمامهاى را ديدم و پرسيدم : يا رسول اللَّه اينها چه هستند ؟ فرمود : عمامه رمز سلطنت خداى عزّ و جلّ ، شمشير عزّت خداى تبارك و تعالى ، كتاب ، نور خداست و اما عصا رمز نيروى خدا و خاتم رمز جامع همهء اينهاست .
سپس به من فرمود : امر امامت از توبه ديگرى منتقل شده است . گفتم :
يا رسول اللَّه ! به من بنما او كدام شخص است ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
هيچكدام از امامان را نديدم كه از تو نسبت به مفارقت اين امر امامت بىتابتر باشد ، اگر امر امامت روى محبّت و دوستى ( نسبت به يكى از فرزندان ) بود اسماعيل پيش پدر تو از تو محبوبتر بود ولى اين امر از طرف خداى عزّ و جلّ است » .
آنگاه امام كاظم عليه السلام فرمود : « همه فرزندان خود را از زنده و مرده در نظر آوردم و اميرالمؤمنين عليه السلام به من فرمود : اين سيّد و سرور آنهاست - اشاره به علىّ الرضا - او از من و من از اويم ، خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد . » يزيد مىگويد : آنگاه امام كاظم عليه السلام فرمود : « اى يزيد ! اين حديث نزد تو امانت است به كسى آن را نگو مگر فرد خردمند يا بندهء خدايى كه او را راست و درست بدانى و اگر براى گواهى از تو بپرسند مطابق آن
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 214
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢١٤