است . وبر همين أساس پارهاى از متألّهان ، عقل اوّل را حادث سرمدي دانستهاند : « وأمّا وجود العقل فهو مسبوق بالعدم السرمدي لكون الوجود السابق عليه وجودا سرمديا » « 1 » .
پس اگر به أصل اشكال برگرديم ، درخواهيم يافت كه عدم سابق در حادث دهري وزماني ، عدم ماهيت مقيّد به مرتبه است نه سلب مقيّد به مرتبه ، كه در نتيجة عدم سابق ما نقيض حالت لاحقه خواهد بود .
در هر حال ، بدينگونه ميرداماد تفوّق خود را بر تمام حكماى سابق بر خود ، در اثبات چگونگى حدوث عالم به معرض انديشورزان فرزانه نهاده است . « وبالجملة اتمام البرهان من سبيل العقل المضاعف على حدث العالم ممّا خصّنى به ربّى من فضله العظيم ، والحمد للّه ربّ العالمين » « 2 » .
تفريع :
محقّق داماد در پى تحليل نظريهء حدوث دهري وسرمدي تأخّر زمان از دهر وتأخّر دهر از سرمد را انفكاكى « 3 » دانسته است ، لذا در باب كيفيت تقدّم بارى تعالى بر عالم هستى همين روش را در پيش گرفته است .
وى گويد : تقدّم بالماهية فقط در علّت فاعلى مفروض است « 4 » ، وتقدّم حقّ تعالى يا جاعل كلّ از حيث علّت فاعلى بودن به تقدّم بالماهية برمىگردد واز
حيث وجود به تقدّم بالطبع ، واز سويى به حسب اين كه علّت ومعلول همگامند ،
هامش
( 1 ) - شرح الأسماء ، حكيم سبزوارى ، ص 74 .
( 2 ) - القبسات ، ص 276 ، وى در همين موضع به اضطراب أرسطو وشاگردانش در حدوث عالم اشاره نموده است .
( 3 ) - تقدّم انفكاكى به نزد وى بر دو قسم است . الف : تأخّرى كه به حسب تصوّر امتدادى سيّال است كه به آن « تأخّر زماني » يا « بعديت مكمّمة » وغيره گويند . ب : تأخّرى كه به حسب خارج مفروض است ولى در أفق كميّت مقدارى نيست كه به آن « انفكاك غير سيّال » ، « بعديت دهري » وغيره گويند . القبسات ، صص 87 - 88 .
( 4 ) - القبسات ، ص 67 .