آورده بود ولى ناگهان فاطمه عليها السلام از احرام در آمد و جامههاى رنگين خود را پوشيد و سرمه كشيد ، على عليه السلام بر او اعتراض كرد ، فاطمه عليها السلام گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من دستور داد .
- مىگويد : على عليه السلام اين حرف را دركوفه فرمود ، امام صادق عليه السلام مىفرمايد : پدرم گفت كه اين حرف را جابر نقل نكرد -
پس جابر مىگويد : هراسان خدمت پيامبر رفتم و از پيامبر عليه السلام درباره آن چه فاطمه عليها السلام گفت استفتا كردم ، گفتم : فاطمه لباس رنگين پوشيد و سرمه كشيده ، مىگويد : پدرم چنين دستور داده است ، فرمود : راست گفته ، راست گفته ، راست گفته است من او را فرمان دادم . جابر مىگويد :
به على عليه السلام گفت : تو به چه نحوى تهليل كردى ؟ فرمود : گفتم : خدايا ! من تو را تهليل مىكنم بدانچه پيامبر تهليل كرد .
مىگويد : چون من همراهم قربانى داشتم فرمود : از احرام بيرون نيا ! مىگويد : جماعتى كه قربانى داشتند با على عليه السلام از يمن آمده بودند و كسانى كه با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمده بودند صد تن بودند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به دست خود شصت و سه شتر را نحر كرد سپس به على صلى الله عليه و آله و سلم داد او نيز آنچه را كه مانده بود نحر كرد و در قربانيش پيامبر را شريك نمود ، سپس دستور داد از هر قربانى اندكى را داخل ديگى گذاشتند ( پختند ) هر دوى آنها ( پيامبر و على ) از گوشت آنها خوردند و از آب گوشت آنها نوشيدند .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من در اينجا نحر كردم و تمام جاهاى منى قربانگاه است و در عرفه وقوف كرد ، فرمود : در اينجا وقوف كردم و تمام عرفه محلّ وقوف است و در مزدلفه توقف كرد و فرمود : من در اينجا
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٧٤