صفا بيرون شد و بعد آيه
« إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ »
« 1 » را قرائت كرد ، سپس فرمود : آغاز مىكنيم به آنچه خداوند آغاز كرده است ؛ بالاى كوه صفا رفت تا چشمش به خانه كعبه افتاد تكبير گفت ، فرمود :
لا إله الا الله وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد و هو على كل شى قدير لا إله الا الله انجز وعده و صدق عبده و غلب الاحزاب وحده .
آنگاه دعا كرد و دوباره همين كلام را گفت و سپس فرود آمد تا پاهايش به شنهاى وادى رسيد ، آنگاه بالا رفت ، به كوه مروه رسيد و در بالاى آن قرار گرفت ، همين كه به كعبه نگاه كرد همان ذكر را گفت كه در بالاى صفا گفته بود . چون نوبت هفتم در مروه تمام شد ، فرمود : اى مردم اگر من رو به كارى رفتم ، پشت نمىگردانم ، چون قربانى نياوردهام و آماده ندارم اين سفر را عمره قرار مىدهم ( چون همراه آن حضرت قربانى نبود ) از اين رو هر كس قربانى به همراه ندارد بايد از احرام در آيد و سفرش را عمره قرار دهد ! همهء مردم با شنيدن سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از احرام در آمدند .
سراقة بن مالك كه در پايين كوه مروه بود ، پرسيد : يا رسول اللَّه ! آيا همين امسال اين طورى است يا هميشه دستور همين است ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم انگشتانش را داخل هم كرد سه مرتبه فرمود : هميشه همينطوراست .
سپس فرمود : عمره تا روز قيامت داخل حج است . مىگويد : على عليه السلام از يمن آمد و قربانى آورد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از مدينه با خود قربانى
هامش
( 1 ) - همان / 158 : صفا و مروه از شعائر و نشانههاى خداست .