فرمان مىدهد : بگيريد ! در زنجيرش كنيد !
براى بزرگداشت فرمان خدا هفتاد هزار فرشتهء غلاظ و شداد مىشتابند ، يكى موهاى ريشش را مىكند و يكى استخوانهايش را مىشكند ! مىگويد : آيا به من رحم نمىكنيد ؟
جواب مىدهند : اى شقاوتمند چگونه به تو رحم كنيم كه خداوند ارحم الرّاحمين به تو رحم نمىكند ، آيا اين عذابها تو را مىآزارد ؟ مىگويد :
سختترين آزار را مىدهيد ! آنها مىگويند : اى شقىّ چگونه خواهى بود وقتى كه تو را داخل دوزخ اندازيم ؟
مىفرمايد : « پس آن فرشته به سينهاش مىزند ، هفتاد هزار سال سقوط مىكند ، مىگويند :
« يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَا »
« 1 » پس سنگى از راست با شيطانى به او نزديك مىشود و از چپ سنگ گوگردى از آتش در صورتش شعله مىكشد !
و خداوند هفتاد پوست مىآفريند كه درشتى هر پوستى چهل ذراع با ذراع فرشتهاى است كه هر كدام او را عذاب مىكند و بين هر پوست تا پوست ديگر چهل ذراع است و در اين بين مارها و عقربها از آتش و كرمهايى از آتش است كه هر كدام سرش مثل كوهى بزرگ و رانهايش مانند كوه ورقان ( كوهى در مدينه ) و خرطومش درازتر از خرطوم فيل ، او را مىكشند و گوشهايش ستبر و بين دو گوشش پردهاى از آتش شعله مىزند .
آتش از نشيمنگاهش به دلش مىافروزد ، هنوز گياه خشك نابود نشده
هامش
( 1 ) - احزاب / 66 : كاش ما خدا و پيامبرش را اطاعت كرده بوديم !