تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
گوييم : ببايد دانست كه موجود به معنى بديهى : [ 1 . ] يا معقول صرف است كه به هيچ نحو « 1 » محسوس نمىشود ، « 2 » مثل : عقول و نفوس . [ 2 . ] يا معقول است از وجهى « 3 » و محسوس است از وجهى ، مثل : حقايق مادّيه و اعراض و لواحق اينها كه هر يك از اينها « 4 » معقول‌اند بالذات و محسوس‌اند به اعتبار اجتماع و تركيب « 5 » . و محسوس صرف كه به هيچ نحو « 6 » معقول نشود ، نمىباشد . از جهت اينكه « 7 » هر چه محسوس شود به حواسّ ، او را « 8 » ماهيّتى است « 9 » كه - قطع نظر از أمور خارجه كرده - محسوس نمىشود بالبديهه . پس محسوس كه به هيچ نحو معقول نشود ، نمىباشد . بعد از اين گوييم : « 10 » دانستن موجودات - خواه معقولات صرفه و خواه معقول از وجهى و محسوس از وجهى « 11 » - به حصول صورت ايشان « 12 » در عقل يا در حسّ نيست . از جهت اينكه « 13 » اين « 14 » صورت يا مباين است بالذات با آنچه « 15 » در خارج است و اين صورت صورت اوست يا متّحد است بالذات با او . اگر « 16 » مباين است با آنچه « 17 » در خارج است ، لازم مىآيد كه هيچ يك از موجودات معقول يا محسوس نباشند « 18 » ، و بر هيچ يك از موجودات حكم نتوان كرد « 19 » بالذات ، نه به عنوان ايجاب و نه به عنوان سلب . به واسطهء آنكه آنچه دانسته
هامش
( 1 ) . ( س ) : وجه .
( 2 ) . ( س ) : + و .
( 3 ) . ( م ) : وجى .
( 4 ) . ( م ) : + معقول .
( 5 ) . ( س ) : تركب .
( 6 ) . ( س ) : وجه .
( 7 ) . ( س ) : آنكه .
( 8 ) . ( ل ) و ( م ) : - را .
( 9 ) . ( س ) : ماهيتيست .
( 10 ) . ( س ) : + كه .
( 11 ) . ( م ) : وجى .
( 12 ) . ( س ) : - ايشان .
( 13 ) . ( س ) : آنكه .
( 14 ) . ( س ) و ( ل ) : آن .
( 15 ) . ( س ) : بانجه ؛ ( ل ) : بانچه .
( 16 ) . ( س ) : و اگر .
( 17 ) . ( س ) : بانجه ؛ ( ل ) : بانچه .
( 18 ) . ( س ) : نباشد .
( 19 ) . ( م ) : + و .