تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
اينكه « 1 » حال هر چيزى فرع آن چيز است و آن چيز اصل است « 2 » نسبت به او ؛ همچنانكه اصل مقدّم است بالذات بر فرع ، شدن اصل نيز مقدّم است بر شدن فرع ، اگرچه اصل و فرع به يك جعل شده باشند كه نسبت جعل به اصل مقدّم است « 3 » بر نسبت جعل به فرع ، مثل : ماهيّت و هستى ماهيّت / 12
B
6 / كه هستى ماهيّت حال ماهيّت است و حال ماهيّت فرع ماهيّت است . پس « 4 » شدن فرع ماهيّت « 5 » نيز فرع شدن « 6 » ماهيّت است .

تعليق [ در بيان علّت حقيقي فصول و تشخّصات ]

چون دانسته شد كه : « مجعول اوّلا و بالذات ماهيّت است » گوييم « 7 » : هر ماهيّتى كه كثير به انضمام مىشود ، نظر به ذاتش كرده ، معيّن است و ممتاز از مهيّات « 8 » ديگر . به واسطهء اينكه يكى از مهيّاتى است « 9 » كه كثير به انضمام مىشود . « 10 » و دانسته شد كه : شئ تا معيّن نشود ، معروض وحدت عددي نمىشود ؛ و نظر به منضمّات كرده ، مبهم است ؛ به اين معنى كه ذاتش ابا ندارد از هيچ يك از منضمّات و با هر يك از اينها « 11 » مىتواند بود و مقتضى هيچ يك از اينها بخصوصه نيست . چه اگر مقتضى يكى از اينها بخصوصه « 12 » مىبود « 13 » ، با ديگرى نمىتوانست بود - چنان كه معلوم شد - پس اگر با « 14 » يكى از اينها بخصوصه باشد ، « 15 » به سبب علّتى خواهد بود از خارج ؛ آن خارج :
هامش
( 1 ) . ( س ) : بواسطه آنكه .
( 2 ) . ( س ) : - و آن چيز اصل است .
( 3 ) . ( م ) : مقدست .
( 4 ) . ( ل ) : - و حال ماهيّت فرع ماهيّت است پس .
( 5 ) . ( س ) : - پس شدن فرع ماهيّت ؛ ( ل ) : - ماهيّت .
( 6 ) . ( ل ) : - شدن .
( 7 ) . ( م ) : + كه .
( 8 ) . ( ل ) : ماهيات .
( 9 ) . ( ل ) : ماهيّاتيست .
( 10 ) . ( س ) : - نظر به ذاتش . . . . مىشود .
( 11 ) . ( س ) : - و با هر يك از اينها .
( 12 ) . ( س ) : + يا .
( 13 ) . ( م ) : + و .
( 14 ) . ( ل ) : - با .
( 15 ) . ( س ) : - با ديگرى نمىتوانست . . . . باشد .