است ، محتاج نيست به غير أو ؛ چه قيام أو به ذات وبراءت از مادّت أو را از غير مستفاد نيست . واين همچنان است كه موجود ممكن به غير موجود است وبه خود ممكن ودر ذات نيست .
وهمچنين گويند : عاقل ومعقول وعقل يكى است ، يعنى به ذات يكى است وبه اعتبار سه . وأمثال اين در سخن حكماء بسيار باشد ؛ چون قواعد معيّن گردد تفصّى از آن آسان باشد .
اين است آنچه بر اين سؤالها به خاطر آمده است ، إن شاء اللّه تعالى پسنديده باشد . واگر بعضي به معاودت نظر محتاج باشد ، توقّع است كه فرمايند .
وامّا « استطلاب خواطر وفوائدى كه از أحوال مفارقات سانح شده باشد ودر كتب أهل اين علم مذكور نباشد ، ونسخت مجسطى وغير آن هم كه طلب فرموده است » فرستادن آن در اين وقت متعذّر بود ؛ چه شواغل ظاهر وباطن متراكم بود ونكايت مفارقت بعضي از ياران قديم وبودن بر جناح سفري اضطراري واشتغال ماهيّت آن از مهمّات ضروري عائق مىنمايد ، في ما بعد اگر خداى تعالى فراغى كرامت كند اين خدمت بجاى آوردهآيد إن شاء اللّه تعالى ، وهو وليّ التّوفيق وملهم التّحقيق .
كامرانى وشادمانى وحصول امانى ميسّر باد با بقاء جاودانى ، بمحمّد وآله أجمعين .
اجوبة المسائل النصيرية ( 20 رسالة ) — صفحة 288
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٨٨